گلو و حركت سينه براى نفس كشيدن و تكان نرينه « 1 » و پيشآبدان براى باز و بستن راه پيشآب و حركت راست روده براى جلوگيرى از بيرون رفتن پيخال و حركت پوست و پردههاى شكم و تكان دادن بند ران ، تهيگاه و بند ران ، ساق و بند ساق ، مچ پا و همه انگشتان پا مىباشد .
براى هركدام از حركتهاى نامبرده ماهيچههاى سازگار با شكل و بزرگى و وضعيت آن حركت در نظر گرفته شده است . اگر ما بگونهاى گسترده بحث كنيم نوشتار ما ، ناسودمند خواهد شد و به درازا كشيده مىشود . از سوى ديگر با گفتار نمىتوان وضعيت ماهيچهها را همچون استخوانها و پىها و ( سياه ) رگها و سرخرگها را در ذهن به تصوير كشيد ، بلكه نياز به بسيار ديدن و بسيار انديشيدن دارد ، ازاينرو ما به كوتاهى و تنها به شمارش كردن ماهيچهها بسنده مىكنيم و مىگوييم :
چهل و پنج ماهيچه در رخساره ديده مىشود ، بيست و چهار تاى آن براى حركتهاى چشم و پلكها . دوازده تا براى جابجايى فك و نه تا براى ديگر حركتهاى ارادى اندامهاى سيما مىباشد كه نمونهى آن ، ماهيچهى پوشانندهى پوست پيشانى است كه براى بيشتر باز كردن چشم « 2 » به كار مىرود و دو تا براى حركت پرههاى بينى « 3 » و دو تا براى بالا كشيدن لب بالا « 4 » و دو تا براى پايين كشيدن لب پايين « 5 » و دو تا براى حركت گونهها « 6 » مىباشد .
بيست و سه ماهيچه سر و گردن را به جنبش وامىدارند و برخى از آنها تنها سر را به سويى كه آن ماهيچه آنجا قرار گرفته ، تكان مىدهند و برخى سر و گردن را با هم .
گروهى آن دو را بسوى جلو و برخى به پشت و پارهاى به راست و يا چپ مىكشاند .
نه ماهيچه ويژهى زبان است ، سى و دو تا براى حركتهاى حلق و حنجره است ، و هفت تا براى همه حركتهاى هر شانه « 7 » در جهتهاى گوناگون مىباشد .
هامش
( 1 ) . نرينهpenis( 2 ) .Levator pulpebrae Superiorisبالابرندهى پلك بالايى
( 3 ) .Levator a laeque nasiبالابرندهى پره بينى
( 4 ) .Levator Labii superiorisبالابرندهى لب بالا
( 5 ) .Depressor labii inferiorisپايينبرندهى و بيرونكشندهى لب پايين
( 6 ) .Zygomaticus major minorبالابرندهى گوشهى دهان به هنگام لبخند
( 7 ) .Rhomboideus Major minor M .