ساق ، پاشنه و قاپ و تاسى هركدام يكى ، مچ پا سه تا ، كف پا پنج تا ، بند انگشتان چهارده تا و يكى كشكك زانو است .
بر پايهى ديدگاه جالينوس اگر همه استخوانهاى تن را شمارش كنند ، دويست و چهل و هشت استخوان مىشود ، بجز استخوانى كه به مانند لام « 1 » در نگارش يونانى است و در حنجره قرار گرفته است . و استخوانى در دل كه برخى از كالبدشناسان آن را غضروف مىشمارند . و بجز استخوانهاى ريز كه درزها را مىپوشانند و به مانند كنجد هستند ازاينرو به آنها كنجدى « 2 » گويند .
ماهيچهشناسى :
بر پايهى ديدگاه جالينوس چنانچه همه ماهيچههاى تن شمارش و جداسازى شوند ، شمارهى آنها به پانصد و بيست و نه ماهيچه مىرسد و ما به اندازهاى كه براى اين كتابمان بسنده و براى هدفمان شايسته است آنها را يادآورى مىكنيم پس مىگوييم :
ماهيچهها از گوشت و پى و زردپى تشكيل شدهاند « 3 » و وسيلهاى براى حركتهاى ارادى هستند و شكل آنها بر پايهى جايگاه و نيازى كه به آنهاست ، گوناگون مىباشد .
ماهيچه يك بافت گوشتى است كه يك سمت رو به پايين دارد و از آن اندامى به نام وتر رويش مىيابد و مسيرى را گذر مىكند تا به پايين اندامى كه مىخواهد آن را به جنبش وادارد مىرسد تا آن را بجنباند .
شيوه جنباندن هر اندام چنين است كه ماهيچه بسوى رستنگاهش ( ريشهاش ) بهم
هامش
( 1 ) . استخوان لامىHyoid B .( 2 ) . استخوانهايى ريز بمانند كنجد كه در بندهاى دست و پا و در تنهى برخى تاندونها وجود دارند
( 3 ) . ماهيچهها با ويژگى انقباضى كه دارند شناسانده مىشوند و دو گونهاند ماهيچه مخطط ( سرخ ) يا ارادى و ماهيچه صاف يا غير ارادى ماهيچههاى مخطط در بيشتر موارد دوكى شكلاند و از دو بخش تشكيل مىشوند . بخش نخست تنهى ماهيچه خوانده مىشود كه كلفت و نرم ، سرخ رنگ است از الياف دراز و فشرده در ميانهى آن درست مىشود سپس هرچه از ميانه دور مىشود تا به پايانه و سر ماهيچه برسد ، باريك و نازكتر مىگردد تا به يك يا دو و چند وتر سپيد رنگ كه همان بخش دوم ماهيچه است پايان مىيابد كه بوسيله آن ماهيچه به هر اندامى مىپيوندد . نمونهى ماهيچه مخطط ، ماهيچه بازو ، ران ، شانه و جز آن .
ماهيچههاى صاف ( سپيد - غير ارادى ) ماهيچه فشرده كه وتر دارند ولى از الياف ساخته نشدهاند مانند ماهيچههاى قلب و اندامهاى درونى شكم