فشرده و كشيده مىشود . ازاينرو همهى آن اندام در راستاى ماهيچهاى كه روى آن قرار گرفته كشيده مىشود .
ماهيچهاى كه بخواهد اندامى بزرگ را به جنبش وادارد بزرگتر و كلفتتر است .
گاهى يك يا چند وتر از آن رويش مىيابد تا به اندامى كه خواهان حركت است ، بچسبد . گاهى چندين ماهيچه براى جنباندن يك اندام با هم همكارى مىكنند .
همچنين ماهيچهاى كه اندامى كوچك را به جنبش وامىدارد ، كوچك و نازك است .
و آن كه اندامى بزرگ را تكان مىدهد بزرگ و ستبر است ، به مانند ماهيچه ران كه همه پا را مىتواند به حركت وادارد ، بدرستى مىتوان گفت كه اين ماهيچه داراى اندازهاى بزرگ است .
ماهيچههاى تكاندهنده پلك بالا كوچك و بسيار نازك و بىزردپىاند . هر اندامى براى حركت ارادى خود نيازمند ماهيچهاى است كه آن را در راستاى مسير حركتش بجنباند و چنانچه بخواهد در جهتهاى گوناگون حركت داشته باشد ، نيازمند ماهيچههايى با وضعيت مكانى گوناگون خواهند بود كه هركدام از آنها به هنگام حركت به هر سو ، با كشيده شدن آن ماهيچه به همان سمت خواهد بود ، بايد ماهيچهى با كاركرد مخالف آن در حالت آرامش بماند تا كار ماهيچهى نخست به خوبى انجام پذيرد .
چنانچه دو ماهيچه با كاركرد مخالف در يك زمان با هم كار كنند آن اندام در يك حالت برپا ايستاده و استوار و كشيده خواهد شد . نمونهى آن كف دست را مىتوان نام برد كه ماهيچههاى قرار گرفته در بخش درونى ساعد چنانچه كشيده شود كف دست تا مىشود و اگر ماهيچههاى قرارگرفته در پشت دست كشيده شوند ، كف دست به پشت خم مىشود . اگر ماهيچههاى هر دو جهت كشيده ، كف دست در ميان آن دو حالت استوار مىماند .
حركتهاى ارادى تن شامل : حركت پوست پيشانى ، حركت چشم و دو گونه و كنارهى پره بينى و دو لب و زبان و گلو و آرواره و حركت سر و گردن و شانه و تكان دادن بند بازو ، ساعد و بند ساعد ، مچ دست و بندهاى انگشتان و حركت اندامهاى درون
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
ص٨٨