نمايهى واژگان ويژه
واژههايى بسيار در اين كتاب آمده است كه اندكى از مردم آنها را مىشناسند و بسيارى از آنها بىخبرند . ناآگاهى از آنها ، به جهت كاربرد خيلى كم و در اندازهى بسيار اندك در برخى كتابهاست . بدين باور رسيدم ، آنها را مرتب و روشمند و گزاره شده كنم ، و در اين جا نمايههايى فراهم آورم ، تا خوانندگانى كه فرصت جستجو و پژوهش آنها را ندارند به آسانى بدانها دسترسى پيدا نمايند .
ابازير
:
Aromatics ; spices ; condiments
ادويه و چاشنى پرمزه كه از دانههاى زيره و گشنيز و رازيانه و جز آن است . مفرد اين واژه بزر مىباشد و جمع آن « أبزار » و جمع جمع آن أبازير است چاشنىهايى كه به گونهى ميوهاى مانند هل و شكوفهاى مانند ميخك و ريشهاى مانند كركم ( زعفران ) و جز آن است به آن افاويه نيز گويند .
( ذ ) : آنچه در ديگ كنند از ادويه و بوافزارهاى خشك . ديگافزارها ، توابل ، بوزار ، افحاء ( دهخدا )
آبزن
:
Sitz bath ; immersion bath
واژهاى پارسى ، تازى شده و جمع آن « ابازن » مىباشد و آن ساخته شده از فلز و مانند آن است كه در آن خود را شستشو مىدهند و امروز به « بانبو » شناخته مىشود .