داروى گرم بر آن مىگذارند و گرنه با مرهم سفيدآب درمان مىشود . همچنين بواسير برجسته را با داغ كردن و كارد ( جراحى ) درمان مىگردد . جز آن كه سخن در اينباره از اندازهى كتاب بيرون است .
ناسور « 1 » ( زخم آماسى ، ناسور ، فيستول در نشستنگاه ) :
چون فرم نشستگاه بهگونهاى است اين زخم به تندى در آن پديد مىآيد . به دو گونهى سوراخكننده و ساده مىباشد . در گونهى سوراخكننده ، باد از آن بيرون مىآيد و اگر چيزى از آن بيرون نيايد گونهى ساده و بىسوراخ است و سخن در درمان كامل آن از اندازهى كتاب ما بيرون است ولى چه بسا انديشمندان ( المانيين ) « 2 » در درمان اين بيمارى راهى اشتباه بروند كه زيانش را بزرگتر نمايد ما به شما آگاهى مىدهيم به آنچه كه بايد از آن دورى كنيد پس مىگوييم :
فيستول ( ناسور ) گونهى سوراخكنندهى آن اگر دور از نشستگاه باشد البته آن را نبايد سوراخ كرد چون اگر شكافته شود زمينهى بيرون آمدن پسمانده ( پيخال ) كنترل نشده از آن را فراهم مىكند .
فيستول سوراخكننده ، بىشكافتن بهبود نمىيابد و آن همراه بيمار تا پايان عمر او مىماند و زيانى بزرگ براى او بجا نمىگذارد و بيشتر از آن كه تراوشى داشته باشد ، ندارد ولى آن تراوش بسيار بدبو و تند و آزاردهنده است و اندازهى آن هر روز بيشتر مىشود در اين وقت بايد با كار بردن داروى تند ( حاد ) و درمان درست پيش از آن كه بسيار گسترش يابد ، دنبال كرد . ولى اگر تراوشهاى آن اندك باشد و هر روز افزايش نيابد و بدبو نباشد از آن زيانى جز تراوشهاى آن نمىباشد و آن مىتواند درمان شود و خشك گردد و همچنين آن بايد پانسمان شود تا آنكه براى مدتى دراز چيزى از آن نتراود . هرگاه تراوش آن آغاز گردد درمان دوباره بايد انجام پذيرد . به همين گونه در همهى عمر آدمى ، او بايد با آن چنين رفتار كند .
گزارهى درمان :
داروى چشمى كه در بخش زخمهاى چشم گزاره شده را مىگيرند و نرم مىكوبند . فيستول ( ناسور ) را فشار مىدهند تا آنچه در آن هست بيرون آيد اگر بشود در آن ميلهاى فروبرده شود به آن فتيله ( يا پنبهاى ) مىپيچند و به دارو مىآلايند
هامش
( 1 ) . ناسور :Sinus and fistula( 2 ) . ن . ك به پانوشت ، ص 468