نيز بخشى از بافت سوراخ نشستگاه ( پيزى ) بيرون زند ، اينها نشان از بودن سنگ در پيشآب مىباشد . اگر به همراه سختى پيشآب دردى سخت در كمر و ميزراه ( حالب ) يافت شود و دلآشوبى و يبوست ديده شود پس اين سنگ گرده مىباشد . براى سنگ پيشآبدان اين خمير كه حب بلسان ناميده مىشود سودمند مىباشد .
خميرشدهى حب بلسان :
حب بلسان و تخم ترب ، دوقوا « 1 » ( تخم گزبرى ) ، فطر أساليون ، پوستهى ريشهى كبر ، پوستهى ريشهى گاوشير ، بادام تلخ ، دانهى غار ، أذخر ، سعد ، سنبل ، سليخه ، اسقولوقنطوريون ، اسپند ، جنطيانا ، زراوند گرد ، أسارون ، قردمانا ، مرّ ، اشق ، سكبينج ، مقل ، فلفل و وج بهگونهاى برابر برمىگزيند . صمغها را حلّ مىكنند و داروها را با روغن بلسان مىخيسانند و با آب خمير مىكنند و به صورت حب درمىآورند و هر روز دو درم آن را با آبپز شدهى دانهها به بيمار مىدهند . داروى شگفتآورى در خرد كردن سنگها مىباشد .
انديشمندان ( المانيون ) « 2 » در بررسىهايى كه انجام دادند سنگى بزرگ را در چهل روز بوسيله اين دارو خرد كردند . گاهى به اين حب يك دانگ خاكستر كژدمها را مىافزايند .
خاكستر كژدم :
كژدم را مىگيرند و در ديگى آهنين مىاندازند و سر ديگ را مىبندند و در درون تنورى كه خيلى داغ نباشد روى آجرى مىگذارند و شش ساعت رها مىكنند سپس بيرون مىآورند و كژدمها را مىسايند و به كار مىبرند .
آب نخود ، خوراكها آبپز شده و سرخكردنىهاى چاشنىدار بخشى از برنامهى خوراكى بيمار مىشود وى را از خوردن شير و پنير و ديگر خوراكىهاى سنگين پست باز مىدارند و در آبزنى كه پخته برگ كرنب و رطبه ( يونجه ) و برنجاسف و پودنه و پيخال كبوتر و مغز قرطم ريخته مىنشانند . و زير ناف و نرينه را روغن كژدم مىمالند و در سوراخ نرينه اندكى از آن مىچكانند .
هامش
( 1 ) . دوقوا : ن . ك نمايه داروهاى تكى
( 2 ) . المانيون : متن كتاب ، در « معجم الوسيط » آمده مأن - نظر و فكر كردن چهبسا واژه المائنون بمعنى انديشمندان بيايد در پى واژه « المانيون » در چندين دستنوشته گشتيم ولى معنى شايستهاى براى آن نيافتيم و چهبسا مىتواند گروهى از مردم باشند كه تخصص در سيستم دستگاه پيشآب دارند .
( پژوهشگر )