تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩

خورنده‌ى اسفيداج ( اسفيدآب ) « 1 » :

كسى كه اسفيدآب خورده باشد ، زبان او سپيد و گرفتار سكسه‌ى ( هكهكه ) سخت و سرفه و سستى اندام‌ها مىگردد . بايد پخته‌ى انجير يا عسل‌آب با روغن زيتون به او دهند سپس او را وادار به بالا آوردن كنند . پس از آن يك چهارم درم سقمونيا با عسل‌آب بوى دهند . پس از آنكه شكمروش پيدا كرد ، چندين بار و هربار يك مثقال افشره‌ى افسنتين با عسل‌آب به او بخورانند ، تا پيشآب وى افزايش يابد و نشانه‌ها در او فروكش كند . چنانچه سختى پيشآب كردن داشته باشد ، داروهاى پيشاب‌آور به كار برده شود كه در اين كتاب ياد كرده‌ايم .

خورنده‌ى نوره و زرنيخ با هم ، يا فروبردن بخار فشرده‌ى زرنيخ ، يا آب صابون ، يا گرد نوره :

از آن دل‌درد سختى همراه با زخم‌هايى بد در روده‌ها رخ مىدهد . چندين بار آب گرم و شربت گلاب بنوشند تا شكمبه بيشتر شسته شود سپس آب برنج و آب‌جو و جز آن به دو دهند . آنچه كه براى زخم‌هاى روده سودمند است ، تنقيه كردن است . چنانچه دچار سرفه‌اى آزاردهنده شود ، با داروهاى نرم‌كننده آن را درمان كند .

خورنده‌ى آهن يا براده‌ى آن :

ايشان دچار دردى سخت در شكم و خشكى دهان و برافروختگى و سردرد مىشوند . بهتر است شير به همراه چند روان‌كننده‌ى نيرومند به او داده شود و پس از آن روغن و كره به دو خورانيد ، تا نشانه‌ها فروكش كنند . روغن گل سرخ و سركه‌ى نارس ( خل خمر ) و گلاب روى سر او بريزيد . كه بسيار سودمند است .

خورنده‌ى زنگار « 2 » :

شخص دچار دردى جانكاه مىشود و بالا مىآورد . آن‌گاه نشانه‌هاى زخم روده در او نمايان مىشود و با روش درمانى خورندگان زرنيخ درمان مىگردد .
هامش
( 1 ) . اسفيداج : سفيدآب ، سرب سپيد رنگ ، گونه‌اى « كربنات سرب بازى » ن . ك نمايه واژگان ( 2 ) . زنجار : ن . ك نمايه داروهاى تكى