چكهچكه آمدن پيشآب پيش مىآيد . همچنين سنگينى زبان و باد كردن تن در بيمار روى مىدهد . بايد انجير پخته و شويد و بوره به او داد اگر به آسانى بالا آورد و گرنه دوباره داده مىشود چنانچه از اندازهى بالا آوردن كاسته شود و نشانهها بيشتر گردد بايد سقمونيا را همان گونه كه گفتيم و يا يك روانكنندهى نيرومندتر ديگر را به او داد و بيمار را با داروى تنقيهاى نيرومند تنقيه كرد . پيوسته عسلآب به همراه داروى روان كننده به او داد اگر كاركرد روانكنندههاى به كار رفته به پايان رسد بايد اين داروى زير چندينباره به بيمار داده شود .
پادزهر خورندهى مرتك :
تخم كرفس يك بخش و افسنتين و مرّ هركدام به اندازهى نيم بخش برگرفته شود و دو مثقال آن با يك وقيه شراب و يك وقيه كرفس پخته به بيمار داده شود . اگر در بيمار نشانههاى افزايش پيشآب و نرم شدن شكم ديده شد پس او بهبود يافته است .
خورندهى جيوه ( زيبق ) « 1 » يا جيوهى در گوش ريخته شده و يا سك يا زنجفر « 2 » :
گمان نمىبرم نوشيدن جيوهى عبيط ( طبيعى ) بسيار زيانبار باشد . زيان آن بيشتر درد سخت جانكاهى است كه در رودهها و شكم پديد مىآيد چون به همان شكل كه وارد شده باشد ، بيرون مىرود ، به ويژه اگر آدمى پرجنبش باشد . من جيوه را به ميمونى خوراندم ولى جز آنچه ياد كردم نشانهاى در او نديدم و ميمون با پيچيدن به خود و گرفتن دهان و شكم با دستان خود ، اين نشانها را آشكار كرد « 3 » و برخى از گذشتگان گفتهاند نشانههاى برخاسته از آن به مانند نشانههاى پس از خوردن مرتك مىباشد .
شايسته است كه با شيوه درمانى آن درمان گردد .
اگر جيوه در گوش ريخته شود زخمى سخت از آن پديد مىآيد . ولى گونهى كشنده
هامش
( 1 ) . زنبق : ن . ك « زنبق » نمايه داروهاى تكى
( 2 ) . زنجفر : ن . ك نمايه داروهاى تكى
( 3 ) . بسيارى از پژوهشگران درباره رازى به اين انديشه رسيدن كه او رهبر و مرد شماره يك آزمون گرايى در درمانهاى خود است و اين يكى از آزمودههاى او مىباشد .