آن شرابى نيرومند و ناب كه در آن دارچين خيسخورده به او بنوشانيد . تن او را با روغن كست ( قسط ) و روغن شيرينبيان گرم ، روغنمالى نماييد . و هردم گندبيدستر به او بخورانيد ، اگر خارش بيشتر شد وى را در آب گرم بنشانيد . براى او جرعهجرعه نوشيدن سركهى گرم و بسيار تند ، سودمند مىباشد .
خورندهى شوكران « 1 » :
هركس شوكران بخورد نشانههاى تارى بينايى و خفگى و سردى انگشتان و كشيدگى بر او آشكار مىشود . بهتر است كه آن را بالا آورد و سپس با چيزهايى كه گفتيم تنقيه شود پس از آن شرابى نيرومند ناب هر ساعت به دو نوشانده شود و از پادزهر ترياك چندين بار به او داده شود و يك درم فلفل با يك وقيه شراب نيز به او بنوشانده شود
خورندهى يبروح كه ريشه لفاح است :
كسى كه يبروح بخورد نخستين نشانهاى كه آشكار مىشود سرگيجه سپس حالت مستى و سرخى چشم و پس از آن خوابآلودگى سخت است كه بايد درمان گردد و تنقيه شود و بر سر او سركهى نارس و روغن گل سرخ بگذارند . سركه تند كه در آن صعتر و افسنتين خيسانده شده جرعهجرعه به دو بنوشانند . اگر سرخى رو و چشم فروكش كرد و خوابآلودگى همچنان بود پادزهر ترياك و شراب و ديگر داروهايى كه در بخش ترياك و درمان آنها ياد كرديم به دو داده شود .
خورندهى جوزماثل ( تاتوره ) :
اگر اندكى از آن تا نيم درم خورده شود تنها مستى سنگينى پديد مىآورد و اگر بسيار به كار رفته باشد ، كشنده خواهد بود . بايد بيمار با درمان يبروح درمان شود و افزون بر آن روغن داغ و كره در دهان او ريخته شود و انگشتان او را در آب گرم گذاشته شود و چندين بار وادار به بالا آوردن گردد سپس با ديگر درمانهايى كه در نوشيدن يبروح ياد كرديم ، درمان شود .
هامش
( 1 ) . شوكران : ن . ك نمايه داروهاى تكى