خورندهى خوراكهاى بريانى ، پوشيده شده ( مغموم ) « 1 » :
هر خوراكى كه همان دم از تنور بيرون مىآيد پوشيده شود و پيش از آن كه اندكى مدت هوا بخورد به سختى پيچيده و بستهبندى شود تا از بيرون آمدن بخارهاى آن جلوگيرى شود . خوردن آن پديدآورندهى نشانههاى به مانند شكمروش ، بالا آوردن و نشانههاى بيمارى « هيضه » و بىهوشى خواهد بود و چهبسا كشنده باشد . شايد خرد را يك يا دو روز بهم ريزد و پريشانخيالى مىآورد و سپس بيمار هلاك مىشود .
هركس در پى خوردن خوراكىهاى تنورى و پوشانده شده دچار نشانههاى افسردگى و سرگيجه و آب ريزش چشم و تعريق شود ، بايد به بالا آوردن چندينباره روى آورد ، تا همه شكمبه پاكيزه شود و پس از آن بايد ميبه و ميشيرين بيانن « 2 » ( شراب شيرينبيان ) و شراب ريحانى با آب به سيب و اندكى داروى مشك به او داده شود و بايد از خوابيدن و آبتنى نيز پرهيز كند ، تا آن كه بالا آورد و شكمروش سختى در او برانگيخته شود .
پس اگر در او بالا آوردن و شكمروش بسيار برانگيخته شد آنگاه بايد به شيوه درمانى به كسانى كه دچار بيمارى « هيضه » مىباشند ، روى آورد .
خورندهى ماهى سرد شده :
همانا بدنبال خوردن ماهى سرخ كرده ، سرد شده و در جايى نمناك مانده نشانههايى كه از خوردن قارچ سمى ( فطر ) پيدا مىشود در او پديد آيد ، چنانچه اين نشانهها يافت شد پس بايد او را وادار به بالا آوردن و نوشانيدن شراب با فلفل و درمان قارچ كشنده كرد .
خورندهى شير تباه شده :
گاهى شير با تجزيه شدن به سوى ويژگىهاى بد مىرود و مزهى ترشى در حال تجزيه شدن شير را بدست مىآورد كه در بيشتر موارد نشان به سوى گنديدگى و تباهى رفتن شير است . هركس از نوشيدن آن دچار بيمارى « هيضه » سخت و كشنده خواهد شد .
هامش
( 1 ) . مغموم : در « معجم الوسيط » آمده ، پوشاندن چيزى يا چيزى را پوشانده در شكمبه ، سيرابى و پختن آن .
( 2 ) . ميسوسن : شراب سوسن