را كم مىكنيم . و آن را به اندازهاى بهم مىزنيم و مىكشيم تا سنگينى و چسبندگى ويژهاى پيدا كند پس آن را از روى آتش برمىداريم .
يا آن كه پشكل كهنهى بز را با سركه و عسل را سرشته ، گرم مىكنند تا با يكديگر بيآميزند و سپس آن را چون پماد به كار مىبرند كه خيلى كارا مىباشد . يا تخم ترب را با تخم بادام تلخ را مىكوبند و از آن پمادى براى پانسمان كردن ، درست مىكنند . يا پهن خشك شدهى گاو را پس از ساييدن و الك كردن به همراه گل ختمى گرد مىآورند و يا شنبليد و تخم كتان و تخم كلم را با گل ختمى پس از الك كردن ، به كار مىبرند .
سرطان « 1 » :
سرطان بيمارى ناتوانكننده و ازپاىدرآورنده است . ولى اگر در آغاز به آن رسيدگى شود و درمان گردد ، چهبسا ايستا شده و افزايش نيابد و اگر پيشرفت كند هيچگونه بهبودى نخواهد داشت و اگر چركين شود بسيار بدخيم و خطرناك مىگردد .
سرطان آماسى سخت است كه در تن ريشههايى بسيار مىدواند و رگهايى سبز ، آن را سيراب مىكند و در هنگام دستمالش زبرى در آن ديده مىشود ، ولى گونهى چركين آن به دمل مىماند كه داراى دهانهاى سفت و رو به بيرون با رنگى سرخ و سبز مىباشد .
چهبسا آماس آن در آغاز به اندازهى نخود و يا باقالى بوده سپس افزايش يافته تا به اندازهى خربزهاى بزرگ و يا بزرگتر شود و شايد آماس در جاى نفس كشيدن و يا قورت دادن خوراك روى دهد كه سبب مرگ بيمار مىگردد و چنانچه كارد به آن برسد از اين درمان جز سرطانى چركين چيزى بدست نمىآيد مگر آن كه در جايى قرار گرفته باشد ، كه آمادگى بريدن و دسترسى به ريشهها و سپس داغ كردن و ريشهكن كردن آن باشد . خونگيرى از رگ اكحل ( رگ بازو ) در آغاز بيمارى و به كار بردن پىدرپى روان كنندهها افتيمون پخته ( دم كرده ) و خوردن خوراكىهاى سازندهى تلخآب مانند عدس و قنبيط ( كلم ) و گوشت گاو و گوشت درندگان ( جانداران رامنشدنى ) و شراب سياه ناب و مانند آنها كه سفتى خون را بالا برند ، بيمارى را ايستا مىكند .
هامش
( 1 ) . سرطانCancer ; Carcinoma ; Sarcomaن . ك نمايه بيمارىها