مرهم سبز : كه گوشت را مىخورد و دملهاى چركين را پاك مىكند :
يك وقيه زنگار ( زنجار ) ناب و يك وقيه عسل را با هم بساييد . برخى از مردم انزروت و أشق از هركدام نيم وقيه را بدان افزوده همه را با سركه مىآميزند و با عسل مىپرورند . اين مرهم همچنين براى ناسور « 1 » ( بواسير ) گوش خوب است و هر دملى را از چرك پاك كرده و گوشت مرده را مىخورد .
مرهم قلقديون : گزارهى دارويى كه قلقديون ناميده مىشود :
اين نسخه بافت سياه و گنديده شده و بواسير را مىخورد و براى عفونتهاى لثه و دهان و همهى بافتهاى بيمار تن خوبست : نورهى زنده يك بخش و زرنيخ زرد و سرخ و قلى و أقاقيا يك دوم نيمبخش ( يك چهارم ) با آب نرم شده برگيريد كه آب نخست خوانده مىشود . روش كار نورهى آب نخورده و قلى به يك اندازه با شش برابر آن آب بيآميزيد و در سه روز اين آميخته را مرتب هر روز بهم زده و پس از سه آن را برداشته پالايش كنيد و در آفتاب رها نماييد تا سفت شود تا همچون خلوق « 2 » خوشبو گردد ، سپس آن را بهگونهى قرصهايى درآورده و مىگذاريد تا خوب خشك شود ، سپس در جايى نگاه داريد ، تا نمورى به آن نرسد . و در هنگام نياز آن را كوبيده و نرم كرده ، به كار ببريد .
مرهم ديك برديك : گزارهى داروى تركيبى ديك برديك ( داروى دندان ) :
دارويى تند و خورنده : زرنيخ زرد نيم رطل ، پودر قلى نيم رطل ، و نوره نيم رطل ، زنگار نيم رطل ، جيوه يك چهارم رطل و نوشادر يك چهارم رطل با آب ، نخست نرم و آب مىكنيد تا جيوه بميرد ، سپس خشك كنيد و دوباره در دستگاهى كه كيمياگران را آثال « 3 » مىگويند قرار دهيد و زير آن آتشى برافروزيد تا آب آن بخار شود ، پس از آن را در ظرفى تقطير نماييد و بر ناسور برجسته و گوشت زيادى خنازير كه نياز به نابودى آنها مىباشد ، پس از سرباز كردن دمل ، بگذاريد . بطور كلى هر بافتى كه بخواهيد از ميان ببريد و نابود كنيد و پاكسازى نماييد با سوزاندن همچون سوزاندن با آتش داغ كنيد تا خشك و سياه شود و اين دارو مىتواند جايگزين داغ كردن با آتش نيز بشود .
هامش
( 1 ) . ناسور : ن . ك نمايه بيمارىها
( 2 ) . خلوق : گونهاى از بوى خوش كه بخش بسيارى از آن زعفران است و رنگ آن بسرخى يا زردى مىگرايد ( دهخدا ) به آن خلاق نيز مىگويند ( ناظم الاطبا )
( 3 ) . أثال : ن . ك نمايه واژگان