تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
مايه‌ى نخستين و سرچشمه‌ى حرارت غريزى است پس از دل ، جگر و پس از جگر ، گوشت ( ماهيچه‌ها ) گرمتراند و چربى سردتر از گوشت است . آميزه‌ى مغز سردتر از آن مىباشد . آميزه‌ى غضروف‌ها و رباطها و زردپىها و بافت ديواره رگ‌ها و نيام‌ها سرد خشك‌اند جز استخوان‌ها . آميزه‌ى پوست ميانه است به ويژه كف دست آدمى . آميزه‌ى پىها آنهايى كه از مغز مىرويند ، نمورتر و بخشى كه از نخاع مىرويد نزديك به آميزه‌ى پوست است . آميزه‌ى بافت سازنده شير و آب مردانه و آب دهان سرد نمور است . بافت گوشت با ديگر اندام‌ها متفاوت مىباشد ازاين‌رو هركدام به تنهايى آميزه‌ى ويژه خود را خواهند داشت . آميزه‌ى بافت شش با آميزه‌ى بافت گرده تفاوت دارد و سخن درباره‌ى اين موضوع و گسترش آن بيرون از اندازه‌ايست كه هدف اين كتاب ما مىباشد .

نموريها و آميختگىها :

زردآب گرم‌ترين آميختگى است كه خشك نيز مىباشد بلغم و خون نيز چنين‌اند . بلغم سرد و نمورىترين آميختگى است . تلخآب ( سوداء ) نسبت به خون سرد و نسبت به ديگر آميختگىها خشك است . خون نسبت به بلغم گرم و تلخآب نسبت به زردآب نمورتر مىباشد . هركدامشان گونه‌هايى دارند كه برخى از گونه‌هاى بلغم سردتر از ديگرى است . برخى از گونه‌هاى زردآبى از نظر چگونگى تندتر و بدتر از ديگر گونه‌هايش مىباشد . و برخى از گونه‌هاى خون بهتر و ميانه‌تر از گونه‌هاى ديگر خود است . برخى از خون‌ها به آميختگى شباهت بيشترى دارند تا به خون پاك تا جايى كه آن خون را با آميختگى زردآبى يا تلخآبى يا بلغمى مىشناسند .

شناخت انباشتگى « 1 » :

چنانچه فضاهاى رگ‌ها از آنچه دارند آكنده شود تا گونه‌اى كشيده شوند و باد كنند ، پزشكان اين حالت را انباشتگى ( امتلاء ) بر پايه فضاى حفره‌اى رگ‌ها مىنامند « 2 » .
هامش
( 1 ) - امتلاء : متن - انباشتگى ، پرشدگىهايى كه فضاهاى ميان تهى تن را بيش از اندازه پر مىكنند . ( 2 ) . اين حالت را در پزشكى نوين بالا رفتن فشار خون مىگويند .