سرفه و آب بينى در فضاهاى درونى اندامها انباشته و ترى و نمورىهاى آنها كاسته مىشود ، زيرا كاهش حرارت غريزى و ناتوانى از گوارش و دگرگونى خوراك رخداده است .
اما برخى از اندامها بسيار خشكاند و در آنها تيرگى و خشكى و كمى درخشندگى و اندكى آب و پژمردگى نمايان است . حرارت كودكان بيشتر ولى در جوانان نيرومندتر مىباشد .
آميزهى سالخوردگان نسبت به ميانسالان ، گرم و نمور و نسبت به نوجوانان سرد و خشك است .
شهرهاى با آب و هواى گرم ، آميزه را خشكتر و پوست تن را مىسوزاند و شخص را خشمگين « 1 » مىنمايد ولى اندامهاى درونى را سرد نگاه مىدارد ، در شهرهاى سرد نمورى را ماندگار و پوست تن را همچون كسانى كه آميزهى سرد دارند نرم و بىمو مىكند ولى اندامهاى درونى گرماى بيشتر از اندامهاى بيرونى بدست مىآورند از اين رو موهاى پيچدار چون حبشيان و سبزهرويى چون عربان نشانه گرمى آميزهى ايشان نيست . نرمى پوست تركان و بىمويى و سپيدى آنها نشانه سردى آميزهى آنها نيز نمىباشد . چون اندامهاى درونى تركان بسيار گرمتر از تن حبشيان است و تن حبشيان بسيار خشكتر از تن تركان مىباشد .
شهرهاى با آب و هواى ميانه در گرمى و سردى نشانههاى آشكار شدهى تن حالت درونى ايشان را گواهى مىدهد و همچنين نشاندهندهى بدست آوردن آميزههاى گوناگون مىباشد پس دارندگان چنين نشانههايى اگر خوردن و آشاميدن و خوابيدن و آرامش و نرمى را بهگونهاى افزايش داده باشند ، نمايشگر آن است كه ايشان آميزهى نمور بدست آوردهاند كه ز آنسوى آميزهى خشك خواهد آورد . ازاينرو هرگاه كسى را چاق پرگوشت ديديم كه به همراه آن گشادى رگها دارد ، خواهيم دانست كه بزرگى و چاقى كه بدست آورده ، حالت طبيعى وى نيست و بهتر است ميان تن فربه و پرچربى تفاوتى گذاشته شود زيرا فربگى و پرگوشتى از بسيارى خون و آميزهى گرم نمور است ، ولى با چربى بودن از بسيارى نمورى و آميزهى سرد است .
هامش
( 1 ) . تشيطه : ن . ك « شاط » نمايه واژگان