خشكى زبان و زبر بودن آن و زردرنگ شدن سپيدى چشم و پيشآب سوزان و آبكى را از نشانههاى آن بشمار آورد . چنانچه همهى اين نشانهها يا برخى از آنها آشكار شوند و در كنار آن ويژگىهايى همچون تابستان و سن جوانى و خوراك كم و گرما و خستگى بسيار و خواب كم و آميزهى تن گرم پيش رو باشد ، همهى اين نشانهها پيشبينى برترى زردآب را بايستهتر مىكند .
نشانههاى چيرگى تلخآب :
سوزش شكمبه ، افزايش دروغين اشتها ، رنگ پريدگى ، سياهى ، سنگينى ، سفتى خون ، و پيشآب سياه و سرخ تيره كه به سبزى مىزند ، از نشانههاى آن مىباشند .
تنى كه ساخت تلخآب در آن بالاست در گروه تنهاى سپيد چاق بىمو كمتر است زيرا تلخآب در اين تنها گاهى ساخته نمىشود . ساخت آن در تنهاى سبزه ، لاغر و پرمو بسيار مىباشد .
تنهاى كه خرمايى رنگ و سرخاند و همواره دچار خستگى هستند و شيوهى نادرستى را در خوردن دنبال مىكنند كه همان پيوسته خوارى خوراكىهاى سازندهى تلخآب در تن است ، زمينهى ساخت تلخآب را بيشتر مىكنند . ازاينرو در چنين تنى هميشه افزايش تلخآب خواهيم داشت كه دچار گال « 1 » و لك و پيس ( بهق ) « 2 » سياه و چروكهاى ناخوشايند و بزرگى سپرز و ديگر بيمارىهاى تلخآبى مىگردند . اين نشانههاى چيرگى تلخآب در بيشتر موارد ديده مىشود .
نشانههاى برترى بلغم :
افزايش بزاق و چسبندگى آن ، كاهش تشنگى و ساخت پيشآب سپيد رنگ و تنبلى و كندى و خوابآلودگى ، شلى شكم و كندى گوارش از نشانههاى آن هستند . در كنار اينها بايد آميزهى سرد و سرماى زمستان را نيز افزود .
با چيرگى بلغم ، آدمى كمجنبش مىشود و كمتر در پى ورزش مىرود و نيز به
هامش
( 1 ) . جرب : ن . ك ( جرب ) نمايه بيمارىها
( 2 ) . بهق : ن . ك ( بهق ) نمايه بيمارىها