فصل اول در سبب بروز آبله و آنكه چرا فردى نيست كه از ابتلاء به آن مصون ماند مگر بعضى افراد « 1 » و آنچه كه جالينوس درباره آن گفته است
آنها كه گفتهاند جالينوس « 2 » دانشمند از آبله ذكرى ننموده و آن را نمىشناخته ، آنهائى هستند كه كتابهاى جالينوس را نخوانده يا به آنها مرور كرده از آن گذشتهاند ، زيرا جالينوس در مقاله دوم از كتاب قاطاجانس « 3 » مرهمى را توصيف نموده و گفته است ، مرهم مزبور براى فلان نبض و فلان مرض و براى آبله نافع است .
در ابتدا مقاله چهاردهم از كتاب نبض جالينوس « 4 » به قدر يك برك بدين امر تخصيص داده و چنين نوشته است :
« بعضى اوقات تعفن شديدى بر اثر اورام در خون بوجود مىآيد كه از شدت التهاب آن پوست را مىسوزاند و ايجاد آبله نموده و سبب بروز سرخى پراكنده در پوست مىشود كه با خوردگى آن ( پوست ) توام است .
هامش
( 1 ) - در متن عربى « الا الواحد فالواحد » كه ترجمه صحيح آن « تكتك » مىباشد آمده است .
( 2 ) - جالينوس -( Galen - Galien )( 1 - 200 - 138 يا 129 ميلادى ) - طبيب بزرك يونانى از اهل برغامس( Pergame )در آسياى صغير صاحب مؤلفات و آثار بزرك در جميع شعب طب و داروسازى است .
( 3 ) - مقصود كتاب قاطاجانس تاليفى جالينوس در طبيعت معالجات است كه توسط حبيش بن الحسن الاعسم شاگرد حنين بن اسحق عبادى در دوران متوكل خليفه عباس به عربى برگردانده شده است .
( 4 ) - كتاب نبض تاليف جالينوس ( مشتمل بر كتاب النبض و كتاب النبض الكبير ) كه حنين بن استحق آن را به سريانى و سپس حبيش بن الاعسم آن را به عربى برگردانده است .