دلايل چشم
چشم بادامى ، نه بزرگ و نه خرد و نه خاسته و نى فروشده ، خداوندش خردمند و زيرك بود و جوياى صحبت نيك باشد .
هركه را چشم گرد و سياه و فراخ بود ، خداوندش ابله بود .
هركه را چشم از حال طبيعى بگشته بود و سپيدى أو تنگ گشته كه پندارى كه چشمش درد مىكند و چشم وى مىگرايد ، ديوانه بود .
و اگر آنهمه نيابى ، بدان كه فاحشه و بدكنش بود .
هركه را چشم به اندازه بود و سياه ، آنكس وفادار باشد .
هركه را چشم بزرگ نمايد و سپيدى بر جاى ايستاده باشد كه نجنباند به هيچكس ، از أو حذر بايد كرد .
هركه را چشم بزرگ بود و بسيار گرداند ، مىخواره و كاهل و لهودوست باشد .
هركه را چشم خرد بود و لونش ازرق بود ، شرّ و پليد و بدخو باشد و بدنيّت .
هركه را چشم سبز بود و اندرون آن سبزى نقطههاى بسيار بود ، آنكس دزد و مكّار و جابر بود .
هركه را چشم زرد باشد ، بدمهر و خونريز بود .
و هركه را چشم به مستان و ديوانگان ماند ، به طبع مستان و ديوانگان باشد .
دلايل بينى
هركه را بينى گرد بود و سوراخ تنگ ، دليل كند كه ابله بود .