هركه را سر گرد بود و ميانه ، پرانديشه و مكّار بود .
سر بزرگ ، دليل عقل بود .
هركه را پوست سر فشرده بود ، بىشرم باشد .
هركه را ميان سر فروشده باشد ، به مال و كار دنيا حريص باشد .
هركه را بر سر خطّها باشد و ميان سرش پهن بود ، صحبت كردن با أو نكوهيده بود .
پيشانى ، چون پيشانى تنگ باشد ، عالم و كندفهم باشد .
و پيشانى بزرگ ، خداوندش ابله بود .
پيشانى سخت مثل خداوندش سبكسار و زودخشم و روسپىباره [ و ] شوخ باشد .
پيشانى خاسته ، دليل كند بر بدكيشى .
پيشانى كه بر أو خطّهاى بسيار بود ، خداوندش بىنياز و خداوند خواسته بود .
پيشانى پهن ، خداوندش هميشه غمگين بود .
دلايل ابرو
هركه را موى بر ابرو دراز بود ، خداوندش معجّب بود .
ابرويى كه به سوى بينى فروكشيده بود ، خداوندش پرانديشه بود .
ابروى گرد و به پايين فروشده ، در أو چيزهاى نغز بسيار بود كه انديشه كند .
ابروى كمموى ، دون همّت باشد .