نظم
كى رخنه پديد آيد در ملك سليمانى * كاندر شب او « مور » همى روز گذارد
عنبر سارا چه كند خيبر زلفى * كز بوى خوش خاك ختن رايحه دارد
از آيات دالّه و علامات واضحه اقبال بىزوال اقدس همايون شهريارى - روح العالمين فداه - كه در بلاد خارج مشاهده كرد ، يكى اينكه تبعه دولت علّيه ، اگر همه در اقصى بلاد عالماند ، بهقدرى در امن و رفاهاند ، كه از اقامت چند سال اكراه ندارند ؛ و به خلاف سوابق ايام ، از تبعهء دول خارجه تسلى و تصدّى مىبينند ، نه تطاول و تعدى بيشتر « غريب » از « بومى » تملّق داشت [ و ] در اين عهد فيروزى ، مهد غريب را بر بومى موفق است .
پس از اظهار خدمت و عرض ارادت ،
ما بندگان را در بلاد دور ، به نيك و بد امور « مدخليت » نيست و فايده [ اى ] كه در اقامت على الظاهر متصور است ، منحصر است به اظهار شأن دولت .
شأن و نشان را كوتهنظران اين بلاد ، لازم يكديگر ديدهاند . اين دو را از بس كه نزديكاند ، همسر يافتند .
فدوى ، اگرچه فاقد هردو بود ، ولى اين فخر هرگز از فرق فدوى مرتفع نمىشد ، كه بىوساطت علل و اسباب ، و تارك بودن از علوم و آداب ، به ترتيب و تأليف كتاب مأمور است .
على هذا ، منسوجات خود را به مفاد كريمهء
« وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ » ؛
كتابى مرتب كرد محض عدم انقطاع رشته ادب و تأكيد مبانى حكم محكم اعلىحضرت خسروانى .
مصراع
سعدى از آنجا كه فهم او است ، سخن گفت .
« رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا »
« 1 »
.
و بدان سبب كه فصول و اجزاء اين « وجيزه » « 2 » از صورت زمين حكايت مىكند ، به مرآت الارض اسم گذاشت .
اميد كه به يمن نظر و اقفان حضور مهر ظهور اقدس عكس سراى معنى قبول گردد و در عالم بىطبعى ، قصيده [ اى ] كه متضمن تاريخ ختم كتاب است ، نيز از افكار خود ضميمهء ذيل ورق نمود .
هامش
( 1 ) . بقره - 286 .
( 2 ) . كلام مختصر و مفيد .