او مأمور است ؛ و در اقامتبنده 12 نفر به اسمورسم كه از ولايات خراسان اسير خوارزم شده بودند ، از « ارنبرغ » « 1 » - كه سرحدّ خوارزم و خاك روسيه است - نزد بنده آورده و قبض حاصل كردند ؛ و بىآنكه مطالبهء « باشبرد » نمايند ، آنها را به اوطان ايشان فرستادم .
و در باب « رعيّت داخله » ، هرگاه « اهل نظام » و « نوكر » باشد ، « بليت » و « باشبرد » لازم ندارند ؛ خاصه كسانىكه معروف باشند . و اگر « غير معروف » باشند ، از بزرگتر خود « تذكره » خواهند گرفت .
و هرگاه نوكر باب نيست ، چنانچه در سلك « كسبه » و « تجّار باشد ، ناچار است بايد در ابتداى سال ، موافق سرمايه [ اى ] دارد ، خود را در سلك يكى از اين 3 صنف بنويسد و « باشبرد گلدى » بگيرد :
1 . پرواى گلدى 2 . افتراى گلدى 3 . تريتى گلدى .
مخارج « باشبرد » [ در ] مرتبهء اول 150 تومان است و دوم مرتبه 75 تومان است [ و ] سيم مرتبه 37 تومان و نيم .
تفاوت قول تجار و اعتبار و شأن ايشان را در تفاوت قدر « باشبردها » قرار دادهاند .
فرضا مالى را كسى بخواهد در محضر اين 3 نفر كه هركدام صاحب يكى از اين مراتباند ، به معرض « بيع » درآورد ، تا سخن شخص صاحب مرتبهء اول تمام نشود ، صاحب مرتبه دويم نمىتواند سخنى بگويد ، و همچنين صاحب مرتبهء سيم .
چنانچه كسى سرمايه ندارد ، خود را « گلدى » بنويسد و بخواهد « كسب » كند ، يا بايد خود را و سرمايه [ اى ] كه دارد ، به اسم ديگرى كند كه « گلدى » است ، يا از « رئيس صنف » كاغذى بگيرد به قيمت 10 منات و التزام بدهد كه زياده از 30 تومان هرگز خريدوفروش نكنند .
چنانچه از سلك « كسبه » و « تجارت » نيست ، هرگاه به هيچسمت مسافرت ندارد و در شهر و وطن خود متوقف است ، « باشبرد » لازم ندارد ؛ و اگر بخواهد به شهر ديگر برود و به « كاسبى » و « مزدورى » توقف كند ، بايد از حاكم شهر خود « باشبردى » كه موعد آن 11 ماه و قيمت آن 10 منات است ، در دست داشته باشد .
چنانچه موعد اين « باشبرد » منقضى شود ، « باشبرد » ديگر ، از حاكم شهر او ،
هامش
( 1 ) . ارنبرگ( Orenburg )كه به آنChkalovهم مىگويند ، شهرى است در جنوب سيبرى روسيه و مركز استانى به همين نام ، در كنار رود اورال( Ural )كه در سال 2002 م . 800 ، 548 نفر جمعيت داشته است .