پس اگر اين شخص از راه دريا عازم است ، « مدير امور دريا » بايد كاغذ او را ببيند و دست بگذارد ، و چنانچه « نقد » و « جنسى » همراه دارد ، بايد به « بزرگ گمرك » نيز بايد معلوم كند و « ثبت » بدهد و « كدخداى » محله [ اى ] كه اين شخص [ در ] آنجا سكنا داشت ، بايد مطلع شود .
و هرگاه از راه خشكى روانه است ، از « خزانهچى » علاوهبر كاغذ اول و دوم ، كاغذ ديگر مىخرد كه اسم آن « پادرژنه » است ؛ براى اينكه مسافت ممالك هر روسيه ورستى گمركى دارد و در اين كاغذ معلوم كند كه در اين مسافرت چند ورست از مسافت روسيه را قطع خواهد كرد ، و وجه آن را به موجب اين كاغذ [ به ] بزرگ پچتخانه بدهد و از بزرگ آنجا نوشته عرض راه بگيرد ، كه در پچتخانهها او را منزل بدهند [ و ] مخارج راه و كرايه اسب با خود اين شخص است .
و اگر مسافرت رعيت خارج به ولايت ديگر روسيه است ، در هيچ تفاوت نمىكند ، مگر در قيمت « كاغذ بليت » ، كه قيمت « كاغذ بليت » از شهرى به شهر ديگر روسيّه 2 منات است و در هرجا كه « حاكمنشين » است ، « بليت » را تجديد مىكنند ؛ و اين قواعد بر اشخاصى كه از رسوم متعارفه اين بلاد بىاستحضارند ، شاق است .
براى مسافر ايرانى ، يك باشبرد رجعت به ايران ، از قيمت كاغذ و توقعات نويسندهها - كه در هر دفترى طرف رجوعند - سواى « پادرژنه » پچتخانه 000 ، 11 تمام مىشود و يك باشبرد مسافرت [ به ] مكاره و ساير اماكن روسيه 500 ، 16 دينار .
و هيچكس مستثنى نيست ، مگر « فقراء » و « اسرا » و « اطفال » .
و يكى از قواعد مستحسنهء « روسيه » اين است كه اسيرى كه از سمت خوارزم و سرحدّات مشرقى و ديگر سرحدّات خود را از نزديك حدود روسيه مىرساند ، بزرگ آن « سرحدّ » مىبايد جهد كند تا او را مستخلص كند .
بعد از خلاص ، لباس تازه به او بپوشاند و به غذاهائى كه معتاد است ، درصدد اصلاح مزاج او برآيد . بعد از چند روز ، او را با « مستحفظ » و « پرستار » روانهء ولايتى كند كه سمت وطن او است . و شهربهشهر ، حاكم به حاكم ديگر برساند تا به جايى كه مأمور دولت او در آنجا اقامت دارد ، بسيارند و قبض حاصل كنند .
هرگاه از دولت او كسى در بلاد « روسيه » مأمور نيست ، بر حكام ولايات واجب است او را وارد سرحدّ ولايت او كنند و به حاكم سرحد سپرده [ و ] قبض بگيرند .
چنانچه اين « اسير » در عرض راه « ناخوش » شود ، « طبيب » آن ولايت به معالجهء
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 674
مساهمون: هارون وهومن
ص٦٧٤