تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥

ايران جزء دوم

از « آسيا » در سلطنت « عجم » است . اگر در ذكر « عجم » از زبان قلم لفظى جارى شود كه موهم « 1 » اغراق باشد ، كاتب به عصبيت متهم خواهد شد ؛ پس سياقت « 2 » كلام به طريقى بايد كه اگر برطبق دعوى حجتى خواهند ، محكم باشد . ولايت « ايران » ، مشتمل است بر پنج مملكت : « عراق » « 3 » ، « فارس » « آذربايجان » ، « خراسان » ، [ و ] « دار المرز » « 4 » . تخت‌گاه ، شهر « تهران » است . و اين شهر در بهترين امكنهء « عراق » واقع است . جمعيت « 5 » و آبادى اين مكان ، كه بسان مركز جناق وسط ممالك محروسه استقرار يافته [ و ] روزبه‌روز در تزايد است . چون اكثر بلاد « ايران » در اقليم رابع » واقع شده و « شمس » مربى آنها است ، پادشاه اين ممالك را خورشيد شهر ياران و « وارث سلطنت قديم » دانند . و خلق « ايران » را در ظلّ تربيت دو آفتاب . نظم
دو آفتاب كزو تربيت گرفت جهان * يكى به كاخ حمل دان ، دگر به كاخ كيان
هامش
( 1 ) . موهم( muhem )، به شك اندازنده . ( 2 ) . سياقت( Siyaqat )، راندن كلام . ( 3 ) . عراق عجم ( نواحى مركزى ايران در عصر صفويه و قاجار ) . ( 4 ) . لقب استان گيلان . ( 5 ) . تهران( Tehran )در سال 1385 ه . ش . 984 ، 266 ، 2 خانوار و 520 ، 792 ، 7 نفر جمعيت داشته است .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 525 | هارون وهومن