ايران جزء دوم
از « آسيا » در سلطنت « عجم » است .
اگر در ذكر « عجم » از زبان قلم لفظى جارى شود كه موهم « 1 » اغراق باشد ، كاتب به عصبيت متهم خواهد شد ؛ پس سياقت « 2 » كلام به طريقى بايد كه اگر برطبق دعوى حجتى خواهند ، محكم باشد .
ولايت « ايران » ، مشتمل است بر پنج مملكت : « عراق » « 3 » ، « فارس » « آذربايجان » ، « خراسان » ، [ و ] « دار المرز » « 4 » .
تختگاه ، شهر « تهران » است . و اين شهر در بهترين امكنهء « عراق » واقع است .
جمعيت « 5 » و آبادى اين مكان ، كه بسان مركز جناق وسط ممالك محروسه استقرار يافته [ و ] روزبهروز در تزايد است .
چون اكثر بلاد « ايران » در اقليم رابع » واقع شده و « شمس » مربى آنها است ، پادشاه اين ممالك را خورشيد شهر ياران و « وارث سلطنت قديم » دانند . و خلق « ايران » را در ظلّ تربيت دو آفتاب .
نظم
دو آفتاب كزو تربيت گرفت جهان * يكى به كاخ حمل دان ، دگر به كاخ كيان
هامش
( 1 ) . موهم( muhem )، به شك اندازنده .
( 2 ) . سياقت( Siyaqat )، راندن كلام .
( 3 ) . عراق عجم ( نواحى مركزى ايران در عصر صفويه و قاجار ) .
( 4 ) . لقب استان گيلان .
( 5 ) . تهران( Tehran )در سال 1385 ه . ش . 984 ، 266 ، 2 خانوار و 520 ، 792 ، 7 نفر جمعيت داشته است .