پس اى دوستان ،
به درستى كه اين زمان معلوم است حال آن و طبيعتها دزدند و چاره [ اى ] نيست از آن مگر به هجرت و در اين چيزهايى است كه مخفى نمىباشد از ادلهء قرآن و حديث .
و به تحقيق كه امر فرموده است مرا سيّد وجود ( صلى الله عليه و سلّم ) به سوى نوشتن به سوى مسلمانان و خواندن ايشان را به سوى هجرت با ما به سوى محلى كه مىباشد در آن محل قوام دين و اصلاح امر دو دنيا .
و مانند شما لازم است اينكه برانگيخته شود در اين امر و بوده باشد در آن از مقربان و متابعتكنندگان و پناه مىبرم به خدا [ از ] اينكه دروغ بگويم به رسول خدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) .
و اين امر شكى نيست در آن ؛ پس هركه تصديق كند به آن و متابعت كند آن را ، مىگردد از مقربان و هركه « تكذيب » كند و « اعراض » كند از آن ، پس بر او است گناه او و گناه آنكه متابعت كرده است او را .
پس اگر بميرد قبل از ظاهر شدن او ، پس عقاب مىكند خدا او را بر ترك امر و منع كردن آن كسانى را كه مهاجرت مىكنند در راه خدا و رسول او و معلوم است اين كه هركه متابعت نكند در اين امر ، بىياور مىشود در دو دنيا و اين به اشاره [ اى ] است كه اعلام كرده است به آن سيد وجود ( صلى اللّه عليه و سلم ) .
و از حضرت پيغمبر كه قوت داده است مرا به مهدى بودن ، در آن حضرت شهادت دادهاند جمعى از فقرا و پرهيزكاران كه تهمت زده نمىشود به ايشان ، يا آنكه ياد داده نمىشود به ايشان و مقامشان در نزد خدا و رسول آن مخفى نيست .
و ايشان از جميع اولياء حسرتبردهترند در نزد خدا و رسول او ( صلى الله عليه و سلم ) و محبوبترين ايشانند به سوى خدا . و هرگاه قسم خورند بر خدا و رسولش ، هرآينه راست گردانيدهاند قسم خود را و همچنين جمعى از مشايخ .
و معلوم است اينكه امر جارى مىشود بر علم خدا و اينكه خدا نسخ مىكند آن چه را كه مىخواهد و علم كل بندگان صاحب وزنى نمىباشد در مقابل علم خدا به قدر نقطه [ اى ] نسبت به سوى درياهاى دنيا .
و از براى خدا است مثل اعلى ، همچنانكه گفته است خضر از براى حضرت موسى ( عليه السلام ) خصوصا ، و حال آنكه علم مهدى مثل علم قيامت است و پيغمبر ( صلى الله
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: هارون وهومن
ص٣٣٢