« هكس پاشا » تاب مقاومت و قدرت استقامت نياورده ، فرار اختيار نمود .
عساكر مصرى ، چون « بيد لرزان » در جلو و سودانى چون شير غرّان در عقب ، سرهاى بىتن و تنهاى بىسر .
[ بيت ]
سر ناتراشيده ، موها درشت * به صحرا افتاده است چون خارپشت
دو ساعت كه از آفتاب گذشت ، « هكس پاشا » را اسير كرده ، « علاء الدين پاشا » را با 30 نفر از صاحبمنصبان « انگريز » با 000 ، 12 نفر عساكر مصرى را طعمهء شمشير آبدار سودانى نمود .
از اين 000 ، 12 نفر ، بيست [ و ] چهار نفر مجروح و غير مجروح فرار مىكنند .
« عثمان دكنه » اشارت مىكند كه « هكس » را با « ارّه « 1 » » دوپاره نمايند .
خبر فتح « سودانى » كه به « احمد محمد » مىرسد ، حكمى با عساكر كثيره مىفرستد .
« عثمان دكنه » را با 000 ، 20 كس به سمت « سواكن » مأمور مىكنند ، با لقب « امير ابو بكرى » ؛ و « محمد خليفه » را با 000 ، 45 كس را به « خرطوم » و « بربر » امر مىنمايد .
« عثمان دكنه » روبه مأموريت خود مصمم مىشود ، « عمر ابو خلف » را با 8000 پياده مأمور به محاصره « سنّار » مىنمايد .
اين صورت و شبيه « عمر ابو خلف » ، كه بزرگ پيادگان است ، كه « سنكات » را محاصره كرده بود ، بعد از « سنّار » و جميع عساكر پيادهء « احمد محمد » به همين هيئت هستند .
كسانى كه « صاحبمنصب » هستند ، « بازوبند » دارند . به همين طريق ، كسانى كه صاحبمنصب نيستند ، بازوبند ندارند .
از جهت ملاحظهء وضع عساكر و هيئت و شناسائى طريقهء آنها منقوش شد ؛ و كيسه [ اى ] كه در پهلوى آنها واقع است ، آذوقهء آنهاست كه جگن « 2 » تند مانند ارزن مىباشد ، همراه خود دارند و روزى دو مرتبه به بدن خود روغن مىمالند .
و خود « عثمان دكنه » روبه سمت « سواكن » عازم و حركت مىكند .
اخبار شكست « هكس » كه به « سنكات » و « طوقار » « 3 » و « ترنكيتات » « 4 » مىرسد ، « توفيق
هامش
( 1 ) . در اصل : عرّه
( 2 ) . جگن( Jagan )، گياهى است جزو ردهء تكلپهاىها ، كه داراى ساقه 3 گوش و برگهاى مقطع و گلهاى منفرد الجنس است و معمولا در نقاط مرطوب و باتلاقى مىرويد .
( 3 ) . طوقار( Tawkar )، شهر كوچكى است در كنار رود بركه( Baraka )و شرق سودان ، در فاصله چند كيلومترى درياى سرخ و شمال جزيرة الريح( Rih ).