اسماعيل پاشا و نجابت محمد رؤوف پاشا ، خرافات و جهل مردم نوبه و سودان و ميل به اعتراض و قيام عليه قدرتهاى خارجى ( مصر و انگليس ) و فقر و قحطى و گرسنگى و بيمارىهاى واگير و ستم فراگير حكام ولايات ، دست به شورش زد ، به گونهاى كه بسيارى از مردم او را منجى انسانها دانسته و ابو الاستقلال ( پدر استقلال ) دانسته و حتى درباره صحت ادعاهاى عجيب و غريبش ، لحظهاى شك و ترديد به خود راه ندادند .
مبارزه چندينوچند ساله و پيروزىهاى خيرهكنندهاش در مبارزه با سپاه اعزامى از قاهره و نيروهاى انگليسى ، موجب شهرت او در جهان گرديد ، كه پس از قتل ژنرال گوردون ( در متن سفرنامه : قوردن يا قوردم پاشا ) در خرطوم ، مسلمانان هندوستان به حمايت از اين مسلمان شورشى و راديكال و تحجرخواه ( كه طرفدار سرسخت نظام بردهدارى و فروش غلام و كنيز بود ) برخاستند .
حتى سيد جمال الدين اسدآبادى افغانى ، به دليل وجود دشمن مشترك ( انگليس ) از اين قيام حمايت كرده و پيروان مهدى سودانى را شاگردان خود مىخواند . « 1 »
ناصر الدين شاه قاجار در سال 1300 يا 1301 ه . ق . يكى از كارگزاران زبدهء خويش را براى آگاهى از اين شورش راديكاليستهاى تحجرگرا به مصر و سودان اعزام مىكند ، و وى با وجود موانع عديده جغرافيايى صحراى نوبيه و مصر و دارفور و سودان و عدم امنيت راهها و ناآشنايى او به مناطق صحرايى افريقاى شمالى ، موفق به ارائه گزارشى دقيق ، جامع و فوق العاده تحسينبرانگيز از وى و پيروانش مىنمايد ، به حدى كه حتى نقشههاى او نيز از دقت و ظرافت خيرهكنندهاى برخوردار مىباشد .
متأسفانه نام اين كارمند شجاع ، فهيم و امين وزارت خارجه ، بر ما پوشيده مانده است ؛ و فقط مىدانيم پس از اين مأموريت ، به سوى « شهر مينا و بنى مزار » در مصر رفته و مسئوليتى را در آنجا - از سوى دستگاه ديپلماسى قاجار - مىپذيرد .
به دليل اهميت اين قيام ، حتى پس از مرگ رهبر آن در 22 ژوئن 1885 م . بر اثر بيمارى تيفوس در ام درمان سودان ، رسالههاى مختلفى در ايران و تركيه و هند و كشورهاى عربى دربارهء آن نوشته شده ، كه سه نسخه آن ( نامههاى سودانى ، جغرافياى سودان ، اخبار و جغرافى سودان ) ضميمه اين سفرنامه مهم و ارزشمند شده است .
هامش
( 1 ) . نامه 24 جمادى الثانى 1301 ه . ق . به « بلنت » ، به زبان فرانسوى . ( سيد جمال الدين حسينى ، 120 - 123 ؛ سيد جمال بنيانگذار نهضت احياء تفكر دينى ، 118 - 123 ؛ كتاب مهدى ، دارمستتر ، 21 - 22 ) .