شده ، بعد كه رفت ، گفته بود : از دوايى كه بر ضدّ « سل » است ، بايد انجكسين كنند .
و دستور العمل او را به دكتر موسى خان داده [ بود ] ، ولى موسى خان ترديد مىكرد .
دوباره ژرژ را خواستيم . آمد و گفت : اين دوا تازه است . هنوز خيلى استعمال نشده [ و ] خوب خاطرجمع نيستم . ابتدا از سرم اسب كه براى قطع خون خوب است انجكسين كنند .
دوا را خريده ، آوردند .
دكتر موسى انجكسين كرد .
فرداى آنروز ، خون به كلى قطع شد . يك روز بعد ، باز كمى بروز كرد . دوباره يك انجكسين ديگر كردند . قطع شد .
قرار شد يك ماه بماند ، كه خوب خاطرجمع بشويم ، بعد برود [ به ] لوزان . اوايل « دسامبر » است ، اول « ژانويه » مىرود .
در اينروزها ، خانمها يك شب مىرفتند به اپرا . من هم همراه آنها رفتم ، ولى از بىخوابى و موزيك متصل سرم اذيت كشيد .
باز چند شب بىخوابى عود كرد .
اينجا « بادمجان » هنوز باقى است . هوا خيلى خوب است . يك روز نهار « كشك بادمجان » ساخته ، « آقا » [ هم ] تشريف آوردند . خيلى خوب شده بود ، ولى ساييدن كشك خيلى زحمت دارد ؛ چون ظرفى كه قدرى زبر باشد ، مثل « تغار » و « لوك » « 1 » نداشتيم ؛ لابد در كاسهء چينى با گوشتكوب كه دارند ، ساييده ، دير و زحمت داشت .
بههرحال ، بسيار خوب شده [ بود ] و با ميل تمام خوردند .
يك هفته بعد ، مسمّاى بادمجان و مرغ درست كرده ، خانمها آمدند . « آقا » جايى موعود بودند . براى ايشان در ظرفى پاكيزه گذاشته ، شب فرستاديم . خيلى خيلى اعلا شده بود .
چندى قبل ، يحيى خان و تقى رفته بودند در ادان كه يك تئاترى « 2 » است ، يك بازى كه ناخوش خيالى « 3 » است ، ديده ، تعريف زياد از او مىكردند . در اين ايام ، دوباره او را بازى
هامش
( 1 ) . لاوك( lavak )يا لوك ، تغار چوبين ديواره كوتاه ، ظرف چوبين بزرگ و مدور داراى لبهاى كوتاه .
( 2 ) . در اصل : تآترى
( 3 ) . ظاهرا نمايشنامه مريض خيالى اثر ژان باپتيست پوكلن ( مولير ) فرانسوى ( 1622 - 1673 م . ) مىباشد .