سه ساعت به دست مانده ، به زعفرانلو رسيديم . با زور [ در ] مهمانخانهء حاجى حسام السلطنه منزل شد .
منزل هفتم : سبزوار
شب شنبه ، دوازدهم ماه [ شعبان 1301 ه . ق . ] از زعفرانلو به بلدهء سبزوار آمديم .
منزل هشتم : ريوند
شب يكشنبه ، سيزدهم [ شعبان 1301 ه . ق . ] سه ساعت از شب رفته ، از سبزوار حركت كرده ، ساعت سردسته به قريهء ريوند « 1 » آمديم ، كه جاى قابل [ و ] باصفاست . آبهاى خوب [ و ] باغات خوب داشت .
در باغى مشهور به باغ مهدى خان چادر زده ، منزل شد . درختهاى انار و نسترن و گل سرخ و مخملى و گلهاى ديگر و آب جارى پيش رو ، صفاى مخصوصى داشت .
منزل نهم : مهرى
شب دوشنبه ، چهاردهم [ شعبان 1301 ه . ق . ] چهار [ ساعت ] از شب رفته ، از ريوند حركت كرده ، چهار [ ساعت ] به دسته مانده ، به قريهء مهرى رسيديم . در مهرى منزل شد . يك فرسخ آنطرف قريهء سودخر نيز منزل نمودن ممكن است ، ولى گفتند آنجا « كنه » بدى دارد كه زياد موذى است .
و اين غزل در ريوند به نظر آمد :
لمؤلّفه
هزار شكر از آمدم كه با تو عهد ببستيم * به صد جفا سر مويى ز عهد خود نشكستيم
عنان به دست تو داديم ، هر طرف كه كشيدى * ز غُصّه و غم و تدبير نفسِ خويش برستيم
به هوشيارى خود فخر داشتيم و پس از عشق * هميشه فخر به هشيارها كنيم كه مستيم
هامش
( 1 ) . ريوند( Rivand )روستايى است از توابع شهرستان سبزوار و در 30 كيلومترى غرب اين شهر . در برخى منابع ريود نوشته شده است . كاروانسراى ريوند از بناهاى عصر صفويه به شماره 1662 در تاريخ 25 شهريور 1363 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت گرديده است . چهار طاقى ديو كه همان آتشكده آذر برزين مهر بوده و در زمان ساسانى احداث شده ، به شماره 4035 در تاريخ 10 مهرماه 1380 ه . ش . در فهرست آثار ملى كشور ثبت گرديده است .