تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
عراق عرب مسموع الحكم و مقبول القول ، ملاذ « 1 » و ملجأ هستند . جناب ملا جعفر گلپايگانى نيز با ايشان همراه بود .

منزل دوازدهم : ميان‌دشت

شب پنج‌شنبه ، هفدهم [ شعبان 1301 ه . ق . ] از قريهء عباس‌آباد 2 ساعت و نيم از شب رفته ، حركت شد . دو ساعت و نيم به دسته مانده ، به قريهء ميان‌دشت رسيده ، باز در كاروانسراى نظام الدوله مرحوم منزل شد . كاروانسراى مزبور خيلى بناى عالى و وسيع و جاى قابلى است . مأمور تلگراف‌خانه ميرزا جواد خان ملايرى [ در ] آن‌جا بود . از مشهد و سبزوار ، مأمورين تلگراف‌خانه از فقير احوالپرسى نموده بودند . تلگراف‌ها را آورد ، جواب داده شد . به تبريز هم تلگرافى كردم . و اين غزل [ در ] آن‌جا به خاطر آمد :
دلم آرزوى طوف حرم نگاه دارد * اگر اين شود ميسّر ، بِه از اين چه كار دارد غم روزگار فانى نكند ملول ما را * نشود مكدّر آن دل كه خيال يار دارد چه خوش است حال آن سر كه فتاده او به سودا * ز شراب عشق جانان همه دم خمار دارد همه وقت شاد و خرم بگذشته از دو عالَم * نه ملامتى ز فردا ، نه غمى زِ يار دارد دل و جان به او سپردم ، كف اوست اختيارم * اگرم عزيز دارد ، وگر اين‌كه خوار دارد به نظام جلوه [ اى ] كرد ، نمود بيقرارش * كه براى جستجويش همه‌جا گذار دارد به هواى اوفتاده شب و روز در بيابان * نه به چشم خواب دارد و نه به دل قرار دارد

منزل سيزدهم : ميامى

شب جمعه ، هيجدهم ماه [ شعبان 1301 ه . ق . ] دو ساعت از شب رفته از ميان‌دشت حركت
هامش
( 1 ) . ملاذ( malaz )، پناهگاه .