دل پريشان آمدم اينجا ، شدم بس شادمان * حيف اكنون مىروم با چشم گريان ، الوداع
شكرها دارد نشد محروم از فيضت نظام * مرحمتها ديد در پيدا و پنهان ، الوداع
آه ، يك جان داشتم ، كردم نثار درگَهت * كاش مىكردم نثارت من دو صد جان ، الوداع
منزل دويم : شريفآباد
پنج ساعت از شب يكشنبه ، ششم ماه [ شعبان 1301 ه . ق . ] رفته ، از طرق حركت كرده ، يك ساعت از دسته گذشته به شريفآباد رسيديم . آنجا نزديكى دهكده كاروانسرا هست .
در كاروانسرا منزل نكرده ، نزديك آن در كنار قناتى كه آب صاف و گوارا داشت ، چادر زده ، منزل كرديم .
منزل سيّم : قدمگاه
شب دوشنبه ، هفتم ماه [ شعبان 1301 ه . ق . ] از شريفآباد يك ساعت و نيم از شب رفته ، سوار شده ، يك ساعت از دسته رفته به قدمگاه رسيديم .
اين غزل در آن راه گفته شد :
لمؤلّفه
صد شكر نمرديم و به مقصود رسيديم * جانى دگر از دولت ديدار خريديم
هرنقش مخالف كه به دل بود بدر شد * نقشى دگر از غير به دل هيچ نديديم « 1 »
از كُنجِ قفس دوش فتاديم به صحرا * تا كنگرهء عرش به صد شوق پريديم
هرجا اگر آوازهء غير است در آنجا * جز نغمهء او نغمهء ديگر نشنيديم
زاهد همه بد گويد ، اگر باك نداريم * ما جامهء تزوير و ريا جمله دريديم
هامش
( 1 ) . در اصل : نديدم