به هر گلزار رفتم ، رنگوبويى را نظر كردم * مشام جان معطّر شد ، ز هر گل يافتم بويت
به هر شهرى گذر كردم ، به هر جايى نظر كردم * دل و جان را نديدم آرزويى جز تك و پويت
هزاران صيد با يك تار مو بستى به زنجيرت * چه حاجت بر كمند افتد تو را در صيد آهويت
اسيران غمت را نيست زنجير دگر لازم * كفايت مىكند بر هريكى يك تار گيسويت
نظام از بهر آن كوشش كند خُلقش شود نيكو * كه تقريبى به دست آرد ز خُلق خويش يا خويَت
منزل هفدهم : قريه مهرى
شب يكشنبه ، كه غرّه « 1 » ماه رجب [ 1301 ه . ق . ] بود ، از مزينان حركت كرده ، به قريهء مهرى « 2 » آمديم ، كه 6 فرسخ راه است . تا قريهء سودخر « 3 » 5 فرسخ راه است ، ولى منزل در مهرى راحتتر است ؛ كه تا سبزوار هم راه دور نشود .
به اين جهت در مهرى منزل كرديم و در آنجا جناب مستطاب آقاى حاجى ميرزا ابراهيم شريعتمدار - سلّمه الله تعالى - كه از اخيار و ابرار روزگار و خانهاش در سبزوار مىشود ، كاروانسراى تازه بنا مىكرد . « 4 »
خيلى خوشقطع و خوشوضع و پاكيزه و باسليقه [ است ] . در آنجا منزل كرديم .
هنوز ناقص بود و حيف قبلهء اشرار است ، نكرده بودند . آدمى آنجا داشت ، نسبت به ماها مهربانى و انسانيّت كرد .
از مهرى تا سبزوار 8 فرسخ راه خوب و ريگ است . باران زياد باريده بود ، ولى گل
هامش
( 1 ) . اول .
( 2 ) . روستاى مهر يا مهرى( mehri )از توابع بخش داورزن شهرستان سبزوار بوده در 5 / 47 كيلومترى اين شهر و دامنهء جنوبى كوههاى جغتاى واقع شده است . « آبادى مهر در دامنه واقع است . ده بسيار خوبى است .
باغات زياد دارند . زراعتشان خوب است . پنبه و ابريشم بسيار به عمل مىآورند . خارج از آبادى ده در كنار راه ، كاروانسرا و آبانبارى هست . در ميان ده به امر حسام السلطنه حاكم خراسان مهمانخانه ساختهاند .
چاپارخانه هم دارد . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 301 )
( 3 ) . صد خرو كنونى .
( 4 ) . رباط مهر از بناهاى عصر قاجار به شماره 1660 در تاريخ 25 شهريور 1363 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است .