جاها همه ريگ است ، اذيّتى از گل نبود .
در بين راه ، به شخص پياده [ اى ] راست آمديم . از بشرهاش آدم نجيب [ و ] باهوش به نظرم آمد . كنار آبى پياده شده ، قدرى با او صحبت كردم .
مىگفت تا به حال 5 دفعه به مشهد مقدس مشرف شدهام . از صحبت « خلوص » و « محبت » او نسبت به آن حضرت خيلى خوشوقت شدم . خواستم او سواره با ما همراه باشد . اسب هم بود . تكليف [ به ] سوارى كردم . بهطور خوش عذر خواست [ و ] گفت : « شاه عباس » ، با آن جلالت و سلطنت ، اين راه را پياده رفته . دلم مىخواهد من هم پياده روم » .
بعض اشعار نيز به لحن خوش خواند ، كه مؤثر شد . من جمله اين شعرها بود :
يكى قصه بيش نيست غم عشق ، و اين عجب * از هركسى كه مىشنوم ، نامكرر است
از آستان پير مغان سر چرا كشم * دولت در اين سرا و گشايش در اين دَر است
ما آبروى فقر و قناعت نمىبريم * با پادشه بگوى ، كه روزى مقرّر است
در كوى ما شكسته دلى مىخرند و بس * بازار خودفروشى از آن سوى ديگر است
امشب ، كه شب دوشنبه ، بيست و چهارم ماه [ جمادى الثانى 1301 ه . ق . ] است ، در ده ملّا هستيم . منزل در چاپارخانه است . خانه و باغ مولوى نيز براى منزل كردن خوب است .
اين ده از دهات قبل به حسب خوبى منزل ، به نظر بهتر مىآمد . حيف [ كه ] « شبگز » دارد . از اينجا تا شاهرود 4 فرسخ مىگويند .
منزل دوازدهم : شاهرود
در ورود [ به ] شاهرود ، چون برخى از زوّار قبل از ورود داعى به شاهرود وارد شده ، گويا ايشان از آمدن داعى مذاكره كرده بودند .
شاهزاده ضياء الدوله كه به سمت حكومت آنجا شرف حضور داشتند ، پيشكار خود را با چند نفر از كارگزاران « 1 » حكومتى و يدك به استقبال فرستاده بودند . با آنكه از ايشان به سمنان تلگرافى رسيد ، عامدا در جواب از زمان حركت و ورود [ به ] شاهرود اطلاع
هامش
( 1 ) . در اصل : كارگذاران