در آهوان كاروانسرا « 1 » هم بود . زوّار ديگر [ در ] آنجا منزل كردند . ما در چاپارخانه منزل كرديم .
اينجا سكنه و دهكده ندارد . از خارج به كاروانسرا آذوقه آورده ، مىفروشند . ما لوازم را از سمنان آورده بوديم .
كاروانسراهاى عرض راه را بسيار كثيف و بد نگاه داشتهاند . وارد و صادر نيز ابدا در قيد رفع كثافت نيستند ، بلكه بعض صحرا را « 2 » مبال و مزبله كرده و مىكنند .
هواى آهوان بسيار سرد است .
و اين غزل در آنجا به نظر آمده ، ثبت شد :
لمؤلفه
دل من به شوق جانان ز جهان خبر ندارد * غم و شادى دو عالَم به دلم اثر ندارد
بود عاشقان سحرخيز ، ولى ز هجر رويش * عجب است اينكه هرگز شب من سحر ندارد
همه گفت اندر اين ره خطر زياد باشد * چو رضاى او در اين است ، بگو خطر ندارد
دل ما رضا شد از جان به هرآنچه او بخواهد * به رضاى او اگر سر برود ، ضرر ندارد
همه را از او نظرهاست ، ولى به حيرتم من * كه چرا به حال زار دل من نظر ندارد
به فراق اگر بميرم ، گذرى به خاك من كن * تو مگو كه خاك قبرم ز گذر خبر ندارد
به خدا نگنجد اين حرف به غيرتم پس از من * به مزارم ار بگويند كه او گذر ندارد
هامش
( 1 ) . كاروانسراى شاه عباسى آهوان از بناهاى تاريخى عصر صفويه است كه در تاريخ 5 اردىبهشتماه 1356 ه . ش . به شماره 1373 در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است . « كاروانسراى سنگى از عهد سلاطين عجم هست . حال خراب است . كاروانسراى ديگر از عهد صفويه است كه داير است . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 286 )
( 2 ) . در اصل : ترا