فرزند ارجمند شاهزاده ملكآرا كه نايب الحكومه بود ، تشريف آوردند . جوان معقول و هوشيارى به نظر آمد .
بعد از تشريف بردن ايشان ، نماز مغرب و عشا را بهجا آورد .
شب جناب حاجى ميرزا محمود عموزادهء جناب حاجى ارباب را به اتفاق جناب حاجى ميرزا آقا ملّاباشى كه از افاضل و ادباست و جناب حاجى شيخ حسين رشتى - سلّمه الله - و جمع ديگر تشريف آوردند .
از هر طرف صحبتهاى خوب شد . از جانب جناب شاهزاده حكمران چند مجموعه شيرينى آوردند .
جناب حاجى ملّا على كه روضهخوان ممتاز و معقولى است ، آمدند . به خواهش اين بنده ، در آن مجلس مأنوس مخصوص به مناسبت صحبت مجلس كه از عزيمت ارض اقدس بود ، مرثيهء حضرت رضا ( عليه السلام ) را خواندند .
افتتاح كلام را به اين فرد شعر قرار دادند :
من اى صبارهِ رفتن به كوى دوست ندارم * تو مىروى به سعادت ، سلام من برسان
اين شعر را در ابتداى روضه ، به لحن خوشى خواند .
از وجد قلبى بىاختيار گريه كردم و شكرها و حظّها نمودم ، كه ان شاء اللّه به اين سعادت نائل خواهم بود و به حمد اللّه نائل شدم به محض ورود به روضهء مقدسه و آستانبوسى ، اين فرد شعر جناب معزىاليه نيز [ به ] خاطرم افتاد . براى او نائب الزياره شدم .
بارى ، صبح همان شب ، خود نواب مستطاب شاهزادهء حكمران ملكآرا - دام اقباله - تشريف آوردند . فقير نيز بازديد كرد . عمارت قديم نادرى و خيابان بزرگ آن جا را مشاهده نمود ، كه از آثار سلاطين سلف مىباشد .
منزل چهاردهم : قريه حصار
4 ساعت به غروب مانده ، از آقايان گرام وداع نموده ، به قريه حصار « 1 » آمديم ، كه 3
هامش
( 1 ) . « از آنجا به حصار رفته ، خانهء مشهدى محمد على منزل نمود . . . و جمعيت اينجا به قدر 300 خانوار . . .
و ملك عباس قلى خان پسر مرحوم طهماسب قلى خان قزوينى است . . . و 130 تومان ماليات حصار است . . .
در حصار ده پانزده كاروانسراى بارانداز و يك حمام و دو سه باب دكان دارد . » ( سفرنامه تبريز به تهران ، 157 ) امروزه به آن حصار خروان مىگويند و از توابع شهرستان آبيك بوده و با اين شهر 21 كيلومتر فاصله دارد .