كه 3 فرسخ مسافت دارد ، حركت كرديم . 4 ساعت از آفتاب رفته ، وارد دشت ارژن « 1 » شديم .
حسن از عشق زن جوان خود ، تمام كتل پيرزن را پياده طى كرد .
درشتى سنگها ، پيش پاى او چون حرير بود و خارها در چشمش « گل » و « ريحان » مىنمود .
[ خان زنيان ]
4 ساعت از شب دويم گذشته ، به سمت خان زنيان حركت نموده ، صبح به منزل رسيديم .
باوجودى كه لباس زمستانه پوشيده بودم ، باز سرما اذيت كرد .
قبل از آفتاب به خانهء يكى از اهل خان زنيان رفته ، آتش افروختند . گرم شدم . دو پياله شير چاى نيز خوردم . روز را در سايهء درخت ارژنى بهسر برديم .
[ شيراز ]
غروب آفتاب از آنجا حركت كرده ، به تعجيل رانديم .
2 ساعت به طلوع صبح مانده ، رسيديم به در باغ گلشن . نسيمى خوش مىوزيد .
بلبل هم گاهى مىخواند . چند دقيقه در آنجا مكث نموده و حظّى برده ، روانه گرديديم .
پيش از صبح روز شنبه ، سيّم ماه شوال [ 1309 ه . ق . ] الحمد لله به سلامتى وارد شيراز شديم .
محمود الحسينى
هامش
( 1 ) . در اصل : ارژنه