تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
كه 3 فرسخ مسافت دارد ، حركت كرديم . 4 ساعت از آفتاب رفته ، وارد دشت ارژن « 1 » شديم . حسن از عشق زن جوان خود ، تمام كتل پيرزن را پياده طى كرد . درشتى سنگ‌ها ، پيش پاى او چون حرير بود و خارها در چشمش « گل » و « ريحان » مىنمود .

[ خان زنيان ]

4 ساعت از شب دويم گذشته ، به سمت خان زنيان حركت نموده ، صبح به منزل رسيديم . باوجودى كه لباس زمستانه پوشيده بودم ، باز سرما اذيت كرد . قبل از آفتاب به خانهء يكى از اهل خان زنيان رفته ، آتش افروختند . گرم شدم . دو پياله شير چاى نيز خوردم . روز را در سايهء درخت ارژنى به‌سر برديم .

[ شيراز ]

غروب آفتاب از آن‌جا حركت كرده ، به تعجيل رانديم . 2 ساعت به طلوع صبح مانده ، رسيديم به در باغ گلشن . نسيمى خوش مىوزيد . بلبل هم گاهى مىخواند . چند دقيقه در آن‌جا مكث نموده و حظّى برده ، روانه گرديديم . پيش از صبح روز شنبه ، سيّم ماه شوال [ 1309 ه . ق . ] الحمد لله به سلامتى وارد شيراز شديم . محمود الحسينى
هامش
( 1 ) . در اصل : ارژنه