لندن است . پنج شش زن و دختر از اجزاء تماشاخانه هستند و رئيس آنها فليس نامى است .
در « قلعه » كه بيشتر انگليسىها [ در ] آنجا « افيس » دارند ، چادر بسيار بزرگى زده و شبها بازى مىكنند .
بعضى از بازىها و كارهاى آنها نوشته مىشود :
دخترى ماهرخ روى اسب ايستاده ، سرتاخت در سه محل از 3 حلقه كمان كه روى آنها كاغذ چسبانيده بودند ، بيرون رفت و باز همانطور بر پشت اسب ايستاده بود ، سواره چند دور رقصيد و طبقى پر از گل در دست داشت ، چنگ چنگ بر سر حضار افشاند .
دخترى سيمبر كه رويش شرم ماه آسمان بود و قدّش رشك سرو بوستان ، داخل در قفس چهار نرّه شير شد . نصفهء حلقه كمانى را آتش زده كه شعلهور بود و به دست گرفته ، هرشيرى را چهار مرتبه از حلقهء آتشين بيرون كرد و شيرى را كه موسوم به پاشا بود ، حكم به انداختن تپانچهء باروتى داد و او اطاعت نمود .
بعد دو شير را خوابانيد و خود روى آنها خوابيد .
در حقيقت ، آهوى چشم شيران را خواب خرگوش مىداد .
از اينجا معلوم داده مىشود كه « شير » و « گرگ » و « خرس » داند عشق چيست .
هفت هشت دقيقه در قفس شيرها توقف داشت .
فى الواقع « آفتاب » در برج « اسد » بود .
گويند كه از دولت انگليس ، شيرزاد لقب دارد .
از چند دولت هم داراى « نشان » است كه هنگام رفتن در قفس نشانها را به خود مىزند و بر حسن خويش مىافزايد ، اگرچه آن حسن و جمال بىنياز از « زيب » و « زينت » است .
حاجت به نگاريدن نبود رخ زيبا را .
شنيدم كه به مبلغ 500 ، 22 تومان [ در ] 6 ماههء اخير فليس رئيس شده [ است ] .
گفتند پارسال شيرها مردى را كه در قفس مىرفته ، پاره كردهاند .
همان دخترى كه اسببازى مىكرد ، با لباس نظيف سبز رنگى در حوض بلورى كه پر از آب بود ، داخل شد . قريب [ به ] دو دقيقه در زير آب خوابيد و مثل اينكه به خواب بوده ، حال بيدار مىشود ، چشمهاى خود را ماليد و برخاست .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 513
مساهمون: هارون وهومن
ص٥١٣