گر همدم مايى و تو را يارى نيست * دم اندركش ، كه با كست كارى نيست
نظامى « 1 »
خدايا ، چون به منشور الهى * رقم كردى سفيدى با سياهى
ز باران عنايت گل سرشتى * برات مردمى بر وى نوشتى
برات هستى ما هم ز اوّل * به توقيع كرم كردم مسجّل
ز گنج بخششم هرچيز دادى * كليد گنج ايمان نيز دادى
ز غيبم نعمتى فرماى بىخواست * كه امشب توشهء فردا كنم راست
چنان ده پايهء همت بلندم * كه از هردو جهان دل در تو بندم
به هر مويم كه از اندام رويد * زبانى ده كه تسبيح تو گويد
دلى كو نيست در دين يار با من * اگر خود جان بود ، مگذار با من
اميدم را به راهى ده حوالت * كه باشم پيرو « 2 » ختم رسالت
هامش
( 1 ) . ابو محمد الياس بن يوسف معروف به حكيم نظامى گنجوى ، شاعر معروف سنّى مذهب قرن ششم هجرى قمرى كه در سال 530 ه . ق . در شهر گنجه ( از توابع جمهورى آذربايجان ) به دنيا آمد و پس از 84 سال تلاش در سال 614 ه . ق . جان به جانآفرين تسليم كرد . مهمترين اثر او پنج گنج ( خمسه نظامى ) و ( ديوان اشعار ) نام دارد . وى بيشتر عمر خود را در زادگاهش « گنجه » گذارند .
( 2 ) . در اصل : پىرو