خاتمه
6 ماه و نيم اين سفر ما طول كشيد و مخارج فوق العاده و قروض زياد شد ، ولى به حمد اللّه از ميمنت اين سفر خيريّت اثر ، همهء آنها به سهولت و به زودى جابهجا گرديد و خانهها [ يى ] كه از سيل قبل از اين سفر بالمرّه خراب شده بود ، به فضل خدا از اوّلى بهتر آباد شد و آثار « فتوح » و « اقبال » و « گشايش كار » ، آنا فانا ، پديدار گشت ، و نمونهء « و ينقلب الى اهله مسرورا » آشكار گرديد .
مكرر در مقام مناجات گفتم : « عميت عين لا تراك » .
[ شعر ]
و كم للّه من لطف خفىّ * يدق خفاه عن فهم الزّكى
و كم يسر اتى من بعد عسر * و فرّج كربة القلب الشجى
و كم امر تساء به صباحا * فتاتيك المسرة بالعشى
اذا ضاقت بك الاحوال يوما * فثق بالواحد الفرد العلى
توسّل بالنّبى فكل خطب * يهون اذا توسّل بالنّبى
و بالمولى العلى ابى تراب * و بالنور العظيم الفاطمى
و بالاطهار اهل الذّكر حقّا * سلالة احمد ولى الوصى
و لا تجزع اذا ماناب خطب * فكم لله من لطف خفى
تمت الرساله بيد مؤلفها الفقير الراجى محمد رفيع الحسينى الطباطبايى المدعو به نظام العلماء ، و فقه اللّه لمرضاته « 1 » .
هامش
( 1 ) . در پايان سفرنامه ناشر نوشته است : « جناب مستطاب قدوة اولى الالباب الحكيم الصمدانى آقاى مؤلف اين سفرنامه غروى مطلبى هم در خاتمهء سفرنامه رضوى خود بيان فرمودهاند . او را نيز به خاتمه اين سفرنامه ملحق نمود . و ختامه مسك » . از صفحه 71 تا 90 اين صفحات ضميمه كه شامل ماجراى ملاقات با درويش در راه مشهد در سال 1301 ه . ق . ( 71 تا 79 ) و اشعار نظام العلماء تبريزى كه هم در سفرنامه رضوى و هم در ديوان رضويه آمده است ( 79 تا 90 ) مىباشد ، كه از ذكر آنها به جهت تكرار خوددارى شد .