دو سه ساعت گردش كرديم . در سايه توى خيابانها ، همهجا بان « 1 » ها براى راحت هست ، نشستيم . جمعيت خيلى زياد است . هيچ نمىتوان قياس كرد [ كه ] چقدر است . باغ به اين بزرگى پر بود .
ساعت پنج آب را باز مىكنند . جلو مرتبه اول كه پايين او جاى مدوّر بزرگى است و توى او يك حوض بسيار بزرگ گرد در وسط و چندين حوضهاى كوچك در پايينتر است ، مردم جمع شده بودند .
ما هم صندلى گرفته ، نشستيم ، كه يك مرتبه آبها باز شد .
خدايا كه چقدر تماشا داشت .
هيچ همچه چيزى را تصور نمىتوان كرد .
حوض گرد مرتبه به مرتبه « 2 » است . هر مرتبه كوچكتر از ديگرى است ، تا در آخر يك مجسمه است . از دور اين مراتب هم آب جستن مىكرد و به توى حوض بزرگى كه دور او است ، مىريخت و چندين حوضهاى ديگر هم كه در همان وسعتگاه است .
از وسط و دور آنها آب جستن مىكرد توى درختهاى عظيم و سبزههاى بىانتها به قدرى جلوه و تماشا داشت كه نمىتوان وصف كرد .
قدرى اينجا را كه تماشا كرديم ، به تعجيل رفتيم جاهاى ديگر را ببينيم « 3 » ، چون به همه جهت نيم ساعت بيشتر نخواهد بود ، بعد مىبندند .
و در سمت راست باغ ، جاى ديگر كه يك « درياچه » است و بيشتر از 200 فوارههاى مختلف دارد ، او را باز مىكنند . از اين مرتبه تا پايين باغ ، دو طرف همهجا در توى خيابانها و گوشه [ و ] كنارها ، حوضها و فوارهها به قدرى بودند كه از ديدن آنها عاجز شديم .
بالاخره رفتيم به جايى كه مثل حياط گردى است ، دور او 24 طاقنما و ستون دارد ، كه او به باغ باز شد . فاصله هر ستونى حوض كوچك گرد سنگى پايهدار ساختهاند ، كه از وسط آنها فواره بالا مىرود .
خيلى خوب جايى است .
پايين باغ ، كنار درياچهء بزرگ ، كه كشتىهاى كوچك روى او كار مىكنند ، هم
هامش
( 1 ) . بان( Banc )، نيمكت ، جايگاه ( در زبان فرانسوى ) .
( 2 ) . طبقه به طبقه .
( 3 ) . در اصل : بهبينيم