جاى وسيعى كه جلو باغ ورساى است ، برپا بود . اين سيرك را با چادر برپا مىكنند و گردش مىكند . هرچند مدّت ، در يك شهرى تماشا مىدهد .
ما قدرى به صورتها [ يى ] كه در سيرك كشيده بودند ، تماشا كرديم . شيرها و ببرها [ و ] فيلها بودند ، كه بهطورهاى مختلف واداشته بودند .
بههرحال ، در ورساى كه مجال ديدن نكرديم ، مصمم شديم [ كه ] امشب برويم سن ژرمن [ تا ] سيرك را ببينيم .
ضعيفهء « 1 » آشپز ، همان تنبل گنده است . خيال داريم [ كه ] در اينروزها او را عوض كنيم . سپرديم شام را زود بدهد ، ساعت هفت خورده ، برويم .
با تعجيل شام را خورده ، اتومبيل گرفته ، من و يحيى خان [ و ] محسن خان بيرون آمديم [ و ] سوار شديم .
هرچه به مادام مرل گفتيم بيا ، قبول نكرد [ و ] گفت : از بچههايم كسالت دارند ، نمىتوانم .
ما رفتيم به گار « 2 » رسيده ، ترن گرفته ، روانه سن ژرمن شديم .
ساعت 9 [ شب ] رسيديم جلو سيرك . بيلت گرفته ، داخل شديم .
چادرگرد بسيار بزرگى زده ، به ترتيب سيرك مرتبه « 3 » ساخته ، صندلىها را چيده بودند . رفتيم روى نمرهء خودمان نشستيم .
وسط سيرك كه جاى بازى است ، دورش را يك معجر « 4 » به بلندى دو ذرع « 5 » از ميل [ ه ] هاى آهن كشيده بودند .
[ نمايش ] شروع شده [ بود ] و دو سه بازى هم كرده بودند .
بازى كه در ميان بود ، دو شير بزرگ و دو اسب كوچك و دو بز و دو سگ در روى سن بودند . مدتى با يكديگر به فاصله دور مىدويدند و معلم آنها كه مردى بود در
هامش
( Le Vau )و مانسار( Mansort )آنرا شكوه خاصى بخشيدند و مركز انعقاد بسيارى از پيمانهاى سياسى و تاريخى فرانسه بوده و از زيباترين و مشهورترين كاخهاى جهان است ؛ كليساى سن لوئى( Saint Louis )و كليساى نوتردام( Notre Dame )در آن قرار دارد .
( 1 ) . مؤنث ضعيف ، بهمعناى زن سست و ناتوان . در گذشته ، در تداول فارسى به زن ( به صورت مطلق ) و همسر گفته مىشد ، كه توهينى برگرفته از نظام خانوادگى مردسالار در ايران بود .
( 2 ) . در اصل : بكا . بهمعناى ايستگاه قطار راهآهن ( در فرانسوىgare) .
( 3 ) . طبقه .
( 4 ) . معجر, ( mejar )سرپوش .
( 5 ) . در اصل : زرع . در متن همهجا به اين شكل آمده ، كه به صورت امروزى آن يعنى ذرع تغيير داده شد .
واحد طول معادل 104 سانتىمتر است و در ذرع شاه 112 سانتىمتر .