دوم . « گلخوران » ، « 1 » كه از توابع « سارى » است .
قريه « بهنمير » « 2 » ، نزديك راه و كنارهء دريا واقع است [ و ] مشتمل بر 5 محله . ( كه به اصطلاح « مازندرانىها » ، توابع قراء بزرگ را محلّه مىگويند ، و حال آنكه خود آن محلهها ، هريك قريهاى مىباشند . )
اسامى اين پنج محلّه از اين قرار است :
[ 1 ] بهنمير .
[ 2 ] عزيزك .
[ 3 ] هرومرد « 3 » .
[ 4 ] قطب كلا .
[ 5 ] دراب دان « 4 » .
از « بهنمير » كه مىگذرد ، قريهء « روشندان » ، خالصه تيول « مظفّر ميرزا » ست . « چپهكه رود » ، از ميان بلوك « بهنمير » و « گلخوران » جارى است .
قراء بلوك گلخوران :
[ 1 ] ميستان [ 2 ] دونچال ، ملكى « ميرزا مسيح » و « عباس قلى خان ارباب » و [ 3 ] كردكلا ، محل طوايف « كرد » و « ترك » ، كه تيول « اشرف خان » ولد « خدا مراد خان » است .
معروف اين است كه « ابراهيم ادهم » در سامان « چپهكهرود » مدفون است .
يكشنبه ، سلخ « 5 » [ رمضان 1292 ه . ق . ]
2 فرسخ و نيم الى 3 فرسنگ است .
صبح ، سوار شده ، از راه خوبى كه جنگل را تراش كرده بود ، گل هم نداشت ، رانديم .
از « سياهرود » ، كه جسرى از چوب بر روى آن بسته بودند ، پيادهرو شديم ، رانديم به جنگل « انارستان » و « ازگيل » . « انار » و « ازگيل » بىحساب دارد .
خيلى راه رفتيم به كنار دريا ، اوّل به كالسكه نشسته ، بعد سوار اسب شده ، رفتيم به جنگل « انارستان » .
« ساعد الدّوله » ، 3 خروس قرقاول نزديك منزل « لارين » ، در جنگل انار زده بود .
هامش
( 1 ) . گيلخوران يا گلخواران هم گفته مىشود .
( 2 ) . در اصل : بهمنير
( 3 ) . نام آن بعدها به خردمرد و امروزه به خردمند تغيير يافته است
( 4 ) . امروزه به آن داراب دين روشن گفته مىشود .
( 5 ) . منظور : آخر ، سىام .