عزيز بن سيد شمس الدّين معروف به بابلكان ، عمل استاد محمد بن استاد على نجار رازى ، فى تاريخ شهر محرم احدى و اربعين و ثمان مائه [ 841 ه . ق . ] » .
ضريح فلزى ، شبيه به « فولاد » ، از قديم ، دور مقبرهء امامزاده است . خطوطى كه در اين ضريح محكوك بود ، از اين قرار است : « اللّهم صلّ على محمد و إله و صل على على امير المؤمنين » . و همچنين از « فاطمه » - عليها السلام - الى « قائم » - عجل الله فرجه - در هر طرف كتيبهء ضريح منبّت كردهاند .
در ديوار غربى بقعه ، خشتى از « كاشى » نصب است كه تاريخ وفات « صدرا » نام ، در آن نقش است . اين كاشى ، طبيعت چينى دارد . با لعاب بسيار شفاف خوب بوم خشت سفيد و خطوط سياه است .
در اطراف و حواشى آن « دعا » نوشته و در متن « مادّه تاريخ » صدرا است :
صدرا ، چو جهان علم از او يافت به كام * از رتبه چو كرد صدر فردوس مقام
تاريخ وفاتش اين رقم زد « يحيى » : * گلزار بهشت جاى او باد مدام
1044 [ ه . ق . ]
كاشىهاى ازارههاى گنبد هم كاشىهاى معرّق بسيار خوب بود ، مثل چينى اعلى . در بيرون [ از ] گنبد ، پنجرهء كهنهاى بود ، [ كه ] به ديوار نصب كرده بودند . در آن پنجره همه شرحى نوشته شده بود . در يك سمت « ناد عليّا مظهر العجايب » الى آخر » ، [ و ] در طرف مقابل « عمل استاد محمود گيلانى » ، بدون تاريخ .
از قرارى كه گفتند ، در مدفن امامزاده سلطان ابراهيم اختلاف است . من جمله ، اعتقاد جمعى بر اين است كه اين نقطه و بعقه ، مدفن سر امامزاده است و جسد مباركش در قريهء « ناجر كجور » مدفون است .
خلاصه ، بعد از زيارت و تماشاى بقعه امامزاده ، سوار شده ، از راهى كه آمده بوديم ، مراجعت كرديم .
قدرى كه آمديم ، راه را به طرف دريا كج كرده ، رسيديم به ده « باقر تنگه » . در حوالى اين ده ، جنگل « انار » و « ازگيل » و ميان جنگل « قرقاول » زياد بود ؛ و تا چشم كار مىكرد ، درخت « انار » و « ازگيل جنگلى » ملاحظه مىشد .
از ميان جنگل رانديم ، كه شايد « قرقاول » بپرد . چيزى نديديم . خيلى راه را از