الى « 1 » 7 روز از عيد نوروز گذشته ، در شهر اردبيل « 2 » توقف داشت ، و كارهاى سرباز دست [ ه ] جات آنجا را از اتمام محاسبات مالياتى و انتظام كليهء امور آنها ، انجام داده ؛ محمد خليل خان سرهنگ باكفايت و كاردان صداقت شعار را به جمعيت سرپرستى سرباز آنجا در شهر اردبيل متوقف نموده ، و خود چاكر با كسان خود به جانب مشكين روان گرديد .
[ مشكين ]
3 روزه وارد مشكين « 3 » [ شده ] ، از زيادى برف عرض راه و طى نمودن 12 فرسخ راه گرديد . و پس از ورود [ به ] مشكين ، محاسبات مالياتى دست [ ه ] جات آنجا را - كه بسيار اختلال داشت - رسيدگى كرده [ و ] انجام داد و سرباز دست [ ه ] جات آنجا را آسوده نمود .
و قريب 7 خروار « 4 » « تخم شلتوك » « 5 » و 4 خروار « تخم پنبه » و نيم خروار « تخم نخود » در دهات خالصهء « 6 » مشكين - كه سربازنشين است - براى خود زراعت نمود .
مراتب گرفته شدن كسر فوج
فوج اردبيل و مشكين ، كه از اوّل 100 نفر كسر داشت ، در سفر خيريّت اثر گرگان ، از بدى هوا كه براى قشون ييلاقى ، كه مردمان ييلاقى را بدان طور مكان بدهوا خوب نيست فرستاد و بىجهت تلف كرد و زحمات و صدمات بسيار - كه عرض آن جسارت بود و البته مفصلا به عرض حضور مبارك رسيده است - 150 « 7 » نفر [ از ]
هامش
( 1 ) . تا .
( 2 ) . اين شهر كه مركز استان نوبنياد اردبيل است ، در آبان 1385 ه . ش . 918 ، 102 خانوار و 262 ، 418 نفر جمعيت داشته است .
( 3 ) . مشكين( Meshkin )كه امروزه به آن مشكينشهر گفته و در روزگار قديم خياو نام داشته است . اين شهر در دامنه شمالى كوه سبلان ( ساوالان ) قرار گرفته و در 5 / 57 كيلومترى شمال غربى اردبيل ، كنار رود « خياوچاى » واقع شده است . در سال 1385 ه . ش . اين شهر سردسيرى 949 ، 14 خانوار و 655 ، 63 نفر جمعيت داشته است .
( 4 ) . خروار( Xarvar )، خربار ، مقدار بار يك خر . طبق قانون مصوب 1304 ه . ق . يك خروار يا 000 ، 000 ، 3 درهم ، مساوى 300 كيلوگرم است ؛ ولى طبق معمول يك خروار ، معادل 100 من تبريز يا 297 كيلوگرم يا 64 / 654 پوند انگليسى است .
( 5 ) . شلتوك( Shaltuk )، چلتوك . برنجى كه هنوز آن را از پوست درنياورده باشند ، شالى .
( 6 ) . خالصه( Xalesa )زمين متعلق به دولت .
( 7 ) . بالاى آن به حساب سياقى نوشته شده است .