عهد سلطان محمد خدابنده ، بناى بقعه را نشان مىدهد .
[ شنبه ] ، 21 شوال [ 1300 ه . ق . ]
به گردش بازار رفتم .
بازار معتبر دارد . جمعيت زياد ، معابر را مملو نموده ، از اهل هر بلدى در اينجا هستند ؛ از افغانستان و هندوستان و تركستان و اعراب و بربرى و غيره .
ولى شرط « رفاهيّت » در توقف [ در ] اينجا « اسلام » است ، زيرا كه در اطراف صحن مبارك و مواضعى كه « بست » مىباشد ، كفّار داخل نمىشوند ؛ و عمدهء آبادانى شهر هم در همين مواقع است .
تجار يا سياحان روس و انگليس كه گاهى وارد اين شهر مىشوند ، به واسطهء اثر تربيت نزديك به صحن نمىشوند . در اين چند روزه ، يك دو نفر تاجر ارمنى داخل چوب بست شده و گوش به منع مردم نداده بودند ، بالاخره به كشمكش خارج شدهاند .
اهل مشهد بالذات كمظرف و غيور ، بلكه شرورند .
در اين عهد ، بهواسطهء دخان ترياك كه به استعمال آن پرداختهاند ، حالت « سكون » و « خمول » و « كاهلى » در آنها راه يافته [ است ] .
از حكمران خودشان خيلى راضى هستند . چيزى كه گاهى اسباب شكايت مىدانند ، رأفت و رقّت قلب حكمران است ؛ كه در سياست دزدان و اهل عصيان ، غالبا به عفو و اغماض مىگذرد و موجب غرور و مزيد طغيان اشرار مىشود ؛ چنان كه الآن مايه تفكر و دقّت نظر اهالى ، همين خودسرى اتباع انجير بيك است .
حيرت
چو آن طرف كله را برشكستند * جنون را پا خرد را سر شكستند
هامش
ميان رفته است . نماى خارجى بنا با ايجاد طاقنماهاى نيزهدار آجرى و پشت بغلهاى كاشى و قابهاى مستطيل تزيينى بر فراز آنها ، در عين سادگى ، منظرهاى زيبا دارد . اين آرامگاه در سال 985 ه . ق . ساخته شده است . در اين مقبره درويش و صوفى سلسله ذهبيه يعنى محمد عارف عباسى ملقب به پالاندوز مدفون گرديده است . ( بناهاى آرامگاهى ، 29 - 30 ) .