« سادات حسينى » بر اين وساده « 1 » مقرر باشند .
و سيد علاء الدين ترمذى را همى خواست تا خلافت دهد ؛ و تاريخ اثنى عشر و ستمائه كه در كتيبه ثبت است ، مقارن سلطنت و اقتدار آن پادشاه مىشود ؛ چه در سنهء اربع عشر و ستمائه براى انتزاع خلافت از آل عباس به سوى بغداد روان شد .
بالجمله ، در بالاى كاشى ازاره خشتهاى كاشى سفيدى مستطيلى نصب است ، كه با قلم طلاى جلىتر اخبار اهل بيت رسالت در مواعظ و حكم نوشته شده ، غالب آنها از كلمات امير مؤمنان - عليه السلام - است ، كه جمع نموده و نثر اللئالى ناميدهاند .
تاريخ اين كتيبه ديده نشد ، ولى چند خشتى كه در آن تاريخ مضبوط است ، چون مرتب نيست ، به اين دو خشت را كه كشف مطلبى نمىكرد ، ضبط نموديم :
« و خمسمائه من هجرة النبى ؛ تركان زمرد ملكه بنت سلطان شهيد محمود . »
چنان مىنمايد كه اين ملكه ، مادر سلطان شاه بن ايل ارسلان بن اتسز بن محمد خوارزمشاه است . سلطان شاه پسر ملكه عمّ سلطان قطب الدين مزبور است .
چون سلطنت را در سنهء 567 [ ه . ق . ] پس از فوت پدر ادراك نمود و هنوز در حداثت « 2 » سنّ و اوّل شباب « 3 » بود و برادرش علاء الدّين تكش از او بزرگتر بود ، ملكه تركان تدبير امور ملكى همى كرد .
پس از چند سالى ، فرزند و مادر از علاء الدين شكست يافته ، به دهستان گريختند .
علاء الدين بر عقب ايشان رفته ، ملكه را به قتل رسانيد و سلطان شاه 22 سال سلطنت كرد و تمام پادشاهى خود را گاهى با علاء الدين تكش و گاهى با امراء غور و گاهى با طوغان شاه در محاربات بود و حكومت وى در مرو و توس و سرخس و نواحى آن بود .
و اللّه اعلم .
و باز ، بر بالاى اين كتيبه ، كه به منزلهء حاشيهء باريكى است ، كتيبه [ اى ] ديگر است كه پارچههاى « 4 » كاشى آن بزرگ است و خط آن لاجوردى برجسته به قلم رقاع جلى بسيار ممتاز و اسليمى برجستهء اعلى و تذهيب ، كه در ميان يكديگر آميختهاند ، و در هيچجاى آن نكته [ اى ] از حسن خط و لطف صنعت فروگذاشت نشده ، خميرهء اين كاشى امتياز تام دارد و به اين ظرافت و طراوت ، هيچ چينى ديده نمىشود .
هامش
( 1 ) . وساده( vesade )، مسند ، اورنگ .
( 2 ) . حداثت( hedasat )، نوجوانى .
( 3 ) . جوانى .
( 4 ) . در اصل : پارچهاى