تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
در مبدأ آن آثار قلعه [ اى ] پيداست ، كه در محلّ سركوب به جاده بنا شده و در اين درّه ، نهر و چشمه‌هاى ملح اجاج « 1 » جارى است ؛ و در فضاى وسط آن نيز رباطى از سنگ‌هاى سياه رنگ ساخته شده ، كه از آثار ايّام فتن است و در اين عصر منهدم و خالى از فايده است . در نزديكى آن چاهى است ، كه عمق آن معلوم نيست ؛ زيرا كه هر قدر استخوان و اعضاى انسان از آن بيرون مىآورند ، تمام نمىشود . سبحان اللّه ، كه براى 4 روزه حيات فانى و « حبّ رياست » ، چه مقدار نفوس بنى نوع خود را پايمال « قتل » و « نهب » نموده‌اند .

[ بيت ]

كفى گل در همه روى ز مى نيست * كه در وى خون چندين آدمى نيست
شب پنج‌شنبه ، 13 رمضان [ 1300 ه . ق . ] وارد قشلاق شديم و تا صبح شنبهء نيمه رمضان ، در اين‌جا اقامت شد . آب [ در ] اين‌جا به واسطهء بارندگى كه در فيروزكوه شد ، گل‌آلود ، بلكه مضاف « 2 » است ؛ و مملوّ از « حيّات » « 3 » و « سرطان نهرى « 4 » » است [ و ] « رتيل » و ساير حشرات هم زياد است [ و ] « كيك » و « پشهء » بىنهايت ، ولى نسبت به آن منزل‌ها ، چندين جهات مرجّحه « 5 » دارد : يكى : آب‌انبار جديدى كه [ در ] آن‌جا ساخته‌اند ، به شكل مستدير « 6 » [ كه ] 14 ذرع قطر دارد و 14 ذرع از سطح آب تا عمق آن است و آب آن در كمال برودت و گوارايى است . « 7 »
هامش
در روزگار اشكانيان خاراكس( charax )مادى نام داشته است . ( 1 ) . اجاج( ojaj )، شور و تلخ ، سخت شور ، آب شور ، آب تلخ . ( 2 ) . مضاف( mozaf )، اضافه شده ، زياد كرده ، مخالف آب كر در فقه شيعيان اماميه . ( 3 ) . مارها . ( 4 ) . عقرب رودخانه . ( 5 ) . مؤنث مرجح( morajjah )، برترى داده ، ترجيح داده . ( 6 ) . مستدير( mostadir )، مدور ، دايره‌اى ، گرد . ( 7 ) . آب‌انبار سردره گرمسار از آثار دوره قاجاريه به شماره 5631 در تاريخ 25 اسفندماه 1380 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است .