چون عدد افواج « رم » كفايت مقاومت ننمود ، در سال 451 مسيحى ، اينان جنوب « جرمنى » و جنوب شرقى « گال » را تسخير نموده ، تا شهر « اورلئان » « 1 » رفته ، تمام ذكور را مقتول ، اناث را اسير و دوشيزگان را بىناموس كردند .
از « اورلئان » كه بيرون رفتند ، جمعى از « رمنىها » را به سركردگى « آيتوس » و « گوتها » « 2 » را به سپهسالارى « تئودريس » « 3 » به آنها برخورده ، جنگ عظيمى روى داد . از « صبح » الى « شب » تنور كارزار گرم بود ، تا آنكه اهل « هونز » مغلوب گشته ، 000 ، 160 نفر از ايشان كشته شد [ ند ] .
پس از اين شكست ، از سمت شمال به صوب « 4 » « بلجيك » كوچ كردند . در بين راه ، به هريك از آبادى « رم » كه مىرسيدند ، تمام مرزوبوم را مأواى بوم « 5 » مىساختند . از « بلجيك » به سمت مشرق كوچ كرده ، رفتند به طرف « رود رين » .
اوايل شهر « اكتوبر » « 6 » به « كلن » كه شهرى بود محصور ، رسيده و [ آن را ] به غلبه گرفتند . مردان را از دم شمشير « آب ممات » دادند و زنان و دختران را به اسيرى برده ، فيما بين افواج تقسيم نمودند . شاهزاده خانم « ارسلا » ، سركردهء دختران « براتانى » جزو اسرار بودى .
000 ، 11 نفر جمعيت ، حلقهء انقياد و اطاعت وى را به گوش كشيده بودند .
به توابع خود گفت :
[ بيت ]
وقت ضرورت چه نماند گريز * دست بگيرد سر شمشير تيز
« از زندگى با بدنامى چه فايده دارد ؟ آنچه [ كه ] به ما امر مىكنند ، اگر دنده به قضا بگذاريم ، « بدنامى » و « بىناموسى » است ؛ و اگر تن درندهيم ، كشته خواهيم شد .
پس مردن با نام ، به از زندگى بدنام است . بهتر است تا جان داريم ، در حفظ ناموس خود بكوشيم . »
لهذا همه در كمال « استقامت » و « پايدارى » مخالفت نموده ، با اهل « هونز » كارزار
هامش
( 1 ) .Orle ? ans .( 2 ) . در اصل : گوثها . قومى آلمانى كه ابتدا در نزديكى مصب رود ويستول ساكن بودند و سپس به شر اروپا رفتند . در فارسى آن را گت( Goths )مىنويسند .
( 3 ) . تئودريس يا تئودريك( Theodric ).
( 4 ) . سمت ، طرف .
( 5 ) . بوم اول « سرزمين » و دوم « جغد » معنى مىدهد .
( 6 ) . منظور : ماه اكتبر( October ).