كرده ، به قريه « تفىورت » رسده ، منزل نموديم .
بعض خان [ ه ] هاى جنگلى و ييلاقى در سر راه ساخته بودند كه از دور خيلى خوشآيند و خوشنما به نظر مىآمد . آبادى اين ده به مسافت كمى در كنار راه [ و ] در پشت تپه [ اى ] واقع است ، كه جميعا « ارمنىنشين » است .
مالك آن « محمد باقر بيك » نامى از بيكزادههاى « قراباغ » است . قبل از وقت ، تداركات لازمه را براى « توقف » و « آسودگى » جناب آقاى « ثقة الاسلام » مهيّا كرده بود .
شب در آنجا منزل شد .
دوشنبه شانزدهم جمادى الاولى 1297 [ ه . ق . ]
صبح ، وقت حركت از اين منزل ، « هدايت آقا » برادرزادهء « مهدى قلى خان » سابق الذكر ، كالسكهء مخصوص به جهت سوارى فرستاده بود . او را سوار شده ، راه در همهجا مسطح و سهل العبور ، و دو طرف راه را باز درختان جنگلى فراگرفته بود .
همينكه مسافتى از اين منزل طى شد ، ضخامت و درهمى درختان جنگلى آن طورها نبود ، بلكه در اكثر جاها مخصوصا زارعين براى وسعت محل كشت و زرع ، درختان را بريده [ و ] جاى آنها را بذرافشان كرده بودند .
باوجوداين ، اعتدال هوايش و صفاى زمينش ، آبهاى زلال از شعب و قلل كوهسارش ، مسافرين را از رفتار بازداشته ، به سكونت دعوت مىكرد .
در زواياى كوهسار اين مكان ، كبك شكارى و قرقاول وارغالى « 1 » و بعض طيور وحوش خيلى زياد است .
به فاصلهء دو فرسخ و نصف ، در كنار رودخانه ، در نزديكى دهى كه موسوم به « شيخ ملو » بود ؛ صاحب همين ده « حاجى فرهاد بيك » نامى چادر و آلاچيق زده ، جناب « آقا » را با همراهانش به توقف دعوت نموده بود . شب در اينجا منزل شد .
حاجى مومى اليه « 2 » در سن 95 ساله ، پيرمرد « 3 » زندهدلى بود . از صدمات و حوادثات روزگار ، شكسته و منحنى نشده بود . با اين كبر سن ، مثل جوانان اسب مىدوانيد و تيراندازى مىكرد و خوب چابك و زيرك بود .
در ما بين منزل ديروزى و امروزى ، در سر راه دو ده آبادى موسوم به « قجر » و
هامش
( 1 ) . ارغالى( Argali )، واژهاى مغولى از « ارگا » به معنى « قله كوه » ، كه مغولان به قوح وحشى مىگويند .
( 2 ) . اشاره شده به سوى او . ( ادب الكاتب ، 358 ) .
( 3 ) . در اصل : پيرهمرد