[ كرانتين ]
از اهالى اين صفحات ، يك نوع « اخلاص قلبى » و « ارادت باطنى » نسبت به جناب مستطاب آقاى « ثقة الاسلام » به ظهور مىرسيد . از هر جايى كه عبور مىشد ، اهل همان مكان براى « استفاضه » ازدحام مىكردند و در هر قدمى ، قربانىها مىنمودند و در هر معموره و بلدى ، سكون آن جناب معزى اليه را با كمال امتنان به دعوت مىپذيرفتند .
از جمله « هدايت آقا » برادرزاده « مهدى قلى خان » توقف چند روزهء ايشان را در خانهء خودش ، كه در قصبه « كرانتين » داشت ، وعده گرفته بود .
بنابراين ، پسرهايش با جمعى تا اينجا استقبال كرده بودند . به اتفاق مستقبلين ، قدرى به « كرانتين » مانده ، در محلى موسوم به « داشكسن » « 1 » پياده شده ، در آنجا صرف چائى شد .
3 [ ساعت ] به غروب مانده ، وارد « كرانتين » و در خانهء « هدايت آقا » منزل شد .
لد [ ى ] الورود ، حاكم محلى با اجزاء و صاحبمنصبان نظامى « روس » با لباس رسمى حاضر بودند .
حاكم ، شخص جوان و خوشتركيبى است . غير از زبان « روسى » ، « فرانسه » هم كمى مىدانست . دو روز در اينجا توقف شد .
چون خود « هدايت آقا » براى مهمى در « قلعه » ماندنى شد ، پسرانش « جواد آقا » و « حسين آقا » و « نجف آقا » كه هر سه با « كاردانى » و « كاراگاهى » مشغول خدمات دولتى هستند ، در اين دو روزه ، لازمهء پذيرايى را به عمل آوردند . خداوند عالم جزاى خير عطا فرمايد .
قصبهء « كرانتين » كه مركز حكومت محال « جبرئيل » « 2 » است ، اسم قديم آن ، اوقاتى كه در جزو حكومت « قلعه » بود ، « دزاق » مىگفتند .
عدهء خانوارش تا 100 خانوار مىرسد .
اين قصبه را تازه مركز همان محال معيّن كرده ، حاكم مخصوصى قرار دادهاند . از
هامش
( 1 ) .Das ? Kesen .( 2 ) . جبرئيل( Dzhebrail )، مركز استانى به همين نام در شمال ايران كه از شهرهاى قديمى جمهورى آذربايجان محسوب مىگردد .