و يكى از جمله آثار آبادى قلعه اين است كه تا چندى قبل ، براى ساكنين قلعه « آب جارى » و گوارا ممكن نبود ، ولى در اين چند سال ، جناب « آقا سيد حسين » ، زوج صبيهء « مهدى قلى خان » بذل همت نموده ، از رودخانهء « كور » « 1 » مسافت زيادى واقع است .
به قدر يك سنگ آب از زيرزمين از شعب و قلل جبال گذرانده ، در وسط قلعه بيرون آورده ، بهطورى كه همهء اهالى بدون زحمت مشروب و سراب مىشوند .
عدهء خانوار قلعه تقريبا 5000 نفر مىشود ، كه نصفش « ارمنى » و « روسى » و نصف ديگر « مسلمان » است .
شمارهء نفوسش به غير از « فقرا » 000 ، 20 نفر است .
10 مسجد بزرگ و 2 مدرسه به جهت اطفال « مسلم » و « غير مسلم » ترتيب دادهاند ، كه در آن 2 مدرسه تعليم داده مىشود زبان « روسى » و « فرانسه » و بعض « علوم رسمى » .
8 باب كليسا دارد ، كه يكى از آنها « روسى » و مابقى مختص « ارامنه » است .
در اين سال ، از قضاياى اتفاقيه ، به واسطهء دو بليّهء عظمى ، يكى « ملخ » و ديگرى « موش » ، كه بىحد « حاصلات » و « زراعات » را تلف و ضايع كرده بود . اهالى « قلعه شوشى » و توابع آن ، دچار قحط و غلاى سختى شده بودند ؛ و از يك طرف هم شدت زمستان نيز علاوه بر آنها شده ، « حبوبات » قيمت فوق العاده پيدا كرده بود .
گندم پوتى به 000 ، 15 دينار رسيده ، فقرا و ضعفا را از اين جهت خيلى سخت و بد مىگذشت ؛ ولى از همّت صاحبان بذل و جود ، به قدر 9000 منات وجه « اعانه » جمع شده ، ما بين آنها قسمت شده ، تا اوان محصول تازه ، صرف معاش خود سازند .
متمولين جماعت « ارامنه » نيز دستگيرى زيادى كرده بودند .
از دهكدهنشينان اهالى « ايران » به قدر 300 نفر در قلعه ساكن هستند . غالب آنها به « كارگرى » و « مزدورى » اشتغال دارند .
خط تلگرافى از « قلعه » از راه « گنجه » به « تفليس » ممتد است ، و « چاپارخانه » هم عبارت از راهى است كه به طرف « گنجه » مىرود .
معرفى ميزبان در قلعهء شوشى
هامش
( 1 ) . كورا يا كر( Kuru ).