اين حساسيت و اهميت نمىشناسم . » ( نامه مورخ 3 ژوئن 1836 م . )
اليوت در پاييز سال 1836 م . در تبريز بهعنوان منشى نظامى ماژور - ژنرال سر هنرى ليندسى بتونه ، « 1 » فرمانده سپاه منظم ايرانى بود ، اما هنگامى كه اين سردار به تهران بازگشت ؛ دارسىتاد در ژانويه 1837 م . به همراه جان مك نيل « 2 » ( 1795 - 1883 م . ) كه مستشار نظامى بود ، به سواحل درياى خزر ، گيلان ، رودبار تا قزوين و سپس تهران اعزام گرديد .
وقتى كه اليوت گزارش سفر را نوشت ، نامهاى ستايشآميز از لردپالمرستون « 3 » دريافت نمود ، در حالى كه يك درجه عالى نظامى هم دريافت مىكرد ، از سوى دولت ايران به استخدام نيروهاى ويژه خويش درآمد . « 4 »
در مارس 1838 م . وى به همراه كاردار بريتانيا در ايران به اردوگاه سپاه ايران قبل از « هرات » پيوست و در 6 آوريل به اين شهر رسيد . گزارش او از سفر به تهران و نقشه دقيق آن به « وزارت خارجه » ارسال گرديد .
وى توسط مكنيل براى مذاكره با هراتىها برگزيده شد و چون نخستين بار بود كه يك مقام نظامى بريتانياى كبير در « هرات » با يونيفورم كامل ظاهر مىشود ، جمعيت زيادى براى ديدن او ازدحام كردند و به وى خيره شده بودند .
مذاكرات شكست خورد و در ماه مى همان سال ، گزارشى از سوى مكنيل را به لرداوكلند براى آگاهى از رويدادهاى سياسى و نظامى هرات ارائه داد .
وى در اين سفر در لباس افغانى و بدون چمدان بوده و مسير خويش را از طريق قندهار ، كابل و پيشاور برگزيد . سرانجام در 20 ژوئيه به سيملا « 5 » رسيد ، در حالى كه اين سفر سخت و طاقتفرسا و محرمانه 60 روز به درازا كشيده بود .
در اول اكتبر 1838 م . به سمت منشى سياسى نظامى ويليام هى مك ناتان « 6 » سفير و كاردار شاه شجاع « 7 » منصوب شد .
در 18 دسامبر 1838 م . به مقام كاپيتانى دست يافت و اين ترفيع درجه ، نشان از رضايت كامل فرماندهان عالىرتبه و مقامات سياسى از وى بود .
هامش
( 1 ) .Sir Henry Lindesay Bethune .( 2 ) .John McNeill .( 3 ) .Lord Palmerston .( 4 ) .London Gazetti , 2 June 1837 .( 5 ) .Simla .( 6 ) .William Hay Macnaghten .( 7 ) .Shah Shuja .